سایت دانلود پایان نامه های رشته مدیریت

عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه ارتباط هوش عاطفی مدیران با فرهنگ سازمانی یادگیرنده دراداره کل پست استان آذربایجان شرقی

قسمتی از متن پایان نامه :

– هوش فرهنگی

مفهوم هوش فرهنگی برای نخستین بار توسط ایرلی دانگ از محققان مدرسه کسب و کار لندن مطرح گردید.این دو، هوش فرهنگی را با قابلیت یادگیری الگوهای جدید در تعاملات فرهنگی و ارائه پاسخ های رفتاری صحیح به این الگو ها تعریف کرده اند (ایرلی، 2003).

آنها معتقد بودند در روبرو شدن با جایگاه های فرهنگی جدید، به زحمت می توان علائم و نشانه های آشنایی پیدا نمود که بتوان از آنها در برقراری ارتباط سود جست.در این موارد، فرد بایستی با در نظر داشتن اطلاعات موجود یک چارچوب شناختی مشترک تدوین کند،حتی اگر چارچوب درک کافی از رفتارها و هنجارهای محلی نداشته باشد. تدوین چنین چارچوبی تنها از عهده کسانی بر می آید که از هوش فرهنگی بالایی برخوردار باشند( عباسعلی زاده، 1386).

 

2-6-1- تعریف هوش فرهنگی

     در ارتباط با هوش فرهنگی تعریف های مختلفی از سوی صاحب نظران ارائه شده می باشد که به چند مورد تصریح می گردد:

1- هوش فرهنگی یک قابلیت فردی برای درک، تغییر و اقدام اثر بخش در جایگاه هایی تعریف شده می باشد که از تنوع فرهنگی برخوردارند و با آن دسته از مفاهیم مرتبط با هوش سازگار می باشد که هوش را بیشتر یک توانایی شناختی می دانند(پیترسون4، 2004).

2- هوش فرهنگی، توانایی افراد برای رشد شخصی از طریق تداوم یادگیری و شناخت بهتر میراث های فرهنگی، آداب و رسوم و ارزش های گوناگون و رفتار مؤثر با افرادی با پیشینه فرهنگی و ادراک متفاوت می باشد.(فیاضی ،1385).

3- هوش فرهنگی، سیستم ارتباط دانش و مهارت ها که با استراتژی های فرهنگی پیوند خورده و به افراد اجازه می دهد تا با جنبه های فرهنگی محیطی شان تطبیق پیدا کند.( توماس و همکاران5، 2008).

1- General mood

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

2- Happiness

3- Optimism

4- Peterson

5- Thomas et al

2-6-2- ابعاد هوش فرهنگی

ایرلی و ما سکوسکی1 هوش فرهنگی را مشتمل بر سه جزء می دانند :

شناختی- فیزیکی و احساس- انگیزشی. به بیانی دیگر بایستی هوش فرهنگی را در بدن، سر و قلب جستجو نمود. اگرچه اغلب مدیران در هر سه زمینه به یک اندازه توانمند نیستند، اما هر قابلیت بدون دو قابلیت دیگر به گونه جدی با مانع مواجه می گردد (ایرلی، ماسکوسکی، 2004).

1- عنصر شناختی(ذهن) به مهارت های تفکر عمومی تصریح دارد که افراد به مقصود شناخت چگونگی و چرایی فعالیت در محیط های جدید از آن بهره گیری می کنند. این شناخت علاوه بر عقاید و ارزش های افراد، روش ها و رویه هایی را که دیگران برای انجام کار بهره گیری می کنند را نیز در بر می گیرد. برای بسیاری از مردم یافتن روزنه ای به فرهنگ های بیگانه دشوار می باشد، اما فردی که از جنبه های ذهنی و شناختی دارای هوش فرهنگی نیرومندی باشد، مفاهیم مشترک را زود پیدا می کند. شناخت تفاوت های فردی ممکن می باشد پرسیدن سؤالی درمورد برانگیزاننده افراد در فرهنگ های گوناگون باشد. یادگیری مفاهیم فرهنگ دیگران به درک و شناخت رفتار های آنان کمک می کند.

2- عنصر روانی و انگیزشی(قلب- دل) به افراد کمک می کند پیش روی موانع پایدار باشند تا بتوانند خود را با فرهنگ دیگران سازگار سازند.این بخش ممکن می باشد مشکل ترین یا مبهم ترین جزء از هوش فرهنگی باشد. ورود به دنیای فرهنگ بیگانه مستلزم غلبه بر یک سری موانع خاص می باشد. داشتن انگیزه و پشتکار و باور قوی در این راه بسیار مؤثر می باشد. فرهنگ ها در بسیاری از موارد با همدیگر متفاوت هستند. به عنوان مثال شیوه دست دادن و نشستن در ملاقات های کاری از کشوری به کشور دیگر تفاوت دارد. نادیده گرفتن این تفاوت ها به مخدوش شدن ارتباطات منجر می گردد. گاهی تعامل افرادی با فرهنگ های متفاوت مثل نزدیک شدن دو آهن ربا با قطب های یکسان می باشد. بدون داشتن انگیزه کافی، هوش فرهنگی بی مفهوم می باشد. این عنصر توانایی همدل شدن را مد نظر قرار می دهد. تمایل به برقراری ارتباط و استمرار در راه رسیدن به هدف، بزرگترین شکاف های فرهنگی را پوشش می دهد.

3- عنصر فیزیکی و رفتاری(جسم) هوش فرهنگی به توانایی فرد برای انجام واکنش مناسب تصریح دارد. رفتار و سلوک فرد بایستی نشان دهد که به فرهنگ طرف مقابل علاقه دارد و کوشش می کند مؤلفه های فرهنگی آنها را بپذیرد و به آن تکریم بگذارد. بسیاری از تفاوت های فرهنگی، توسط اعمال فیزیکی قابل نظاره و انعکاس می باشد. شناختن و انگیزه بدون انجام یک واکنش مؤثر و مناسب ارزش خود را از دست می دهند به همین دلیل، هوش فرهنگی بایستی در برگیرنده توانائی ها و مهارت های لازم برای نشان دادن واکنش مناسب با آن فرهنگ باشد( ایرلی و ماسکوسکی، 2004).

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

– اهداف پژوهش

1-5-1 اهداف کلی

هدف اصلی این پژوهش مطالعه ارتباط هوش عاطفی مدیران با فرهنگ سازمانی یادگیرنده در اداره کل پست استان آذربایجانشرقی می باشد.

1-5-2- اهداف فرعی

1-تعیین ارتباط خود آگاهی مدیران با فرهنگ سازمانی یادگیرنده در اداره کل پست استان آذربایجانشرقی.

2- تعیین ارتباط خود مدیریتی مدیران با فرهنگ سازمانی یاد گیرنده در اداره کل پست استان آذربایجانشرقی.

3- تعیین ارتباط آگاهی اجتماعی مدیران با فرهنگ سازمانی یاد گیرنده در اداره کل پست استان آذربایجانشرقی.

4- تعیین ارتباط مهارت های اجتماعی مدیران با فرهنگ سازمانی یادگیرنده در  اداره کل پست استان آذربایجانشرقی.