عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه تاثیر سرمایه گذاران نهادی بر حساسیت جریانات نقدی سرمایه گذاری با تاکید بر هزینه نمایندگی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-2-1-1- نظریه نمایندگی[1]

با بزرگترشدن شرکت­ها، مالکان اداره شرکت را به مدیران تفویض کردند. نظریه نمایندگی به مشکلاتی تصریح دارد که در زمان چشم پوشی کارگماران (مالکان) از کنترل شرکت به وسیله مدیرانی (کارگزارانی) به وجود می­آیند که برای اداره شرکت منسوب شده­اند (جنسن و مکلینگ، 1976 و فاما،1980). این تجزیه مالکیت از کنترل به گونه بالقوه مسئله­ای گیج کننده می باشد، به این شکل که شاید مالکان و نمایندگان ، اهداف و منافع متفاوتی داشته باشند. به گونه نمونه نمایندگان (مدیران) نسبت به مالکان دارای اطلاعات بیشتری درمورد شرکت و فعالیت مدیریت باشند. این عدم تعادل در توزیع اطلاعات میان مالکان و نمایندگان ، عدم­تقارن اطلاعاتیست که مفهومی عمده و حیاتی در منطق نظریه نمایندگی می باشد. در این صورت بعید می باشد معضلات نمایندگی، زمانی اتفاق بیفتد که اطلاعات به گونه مساوی (میان مالکان و نمایندگان) توزیع می­شوند، زیرا مالکان قادر به نظارت مستقیم بررفتار نمایندگان می­شوند و در نتیجه از رفتار فرصت­طلبانه نمایندگان جلوگیری می­کنند

( لویتهال،1988). مالکان ممکن می باشد به منظورجلوگیری از معضلات نمایندگی و هم­ راستاکردن منافع مدیران

و مالکان ، از ابزار قراردادهای مدیریت (صریح یا ضمنی) بهره گیری کنند یا شاید اقداماتی را برای کاهش عدم­تقارن اطلاعاتی به وسیله افزایش اطلاعات در دسترس خود ، انجام دهند (رادرفورد و باچولتز[2]،2007).

از طرفی، نظریه نمایندگی چارچوبی نظری می باشد که در ادبیات حاکمیت شرکتی، بیشترین بهره گیری را دارد (جنسن و همکاران،1996). زمانی که هیئت مدیره[3] به عنوان مالکان و مدیران ارشد اجرایی[4] به عنوان نمایندگان درنظر گرفته شده­اند، از چشم­انداز حاکمیت، ارتباط میان هیئت مدیره و مدیریت ارشد اجرایی می­تواند به عنوان ارتباط نمایندگی درنظر گرفته گردد. پس، اولین زمینه مورد علاقه پژوهشگران حاکمیت شرکتی مطالعه آن می باشد که آیا هیئت مدیره در نظارت و کنترل مدیریت ارشد اجرایی هوشیار[5]هستند (رادرفورد و باچولتز ،2007). برای تعیین هوشیاری هیئت مدیره، خصوصیات هیئت مدیره (ازجمله ترکیب هیئت مدیره وحق تصدی[6]هیئت مدیره) به گونه نمونه به کاربرده می­شوند، زیرا تصریح به اندازه استقلال هیئت مدیره از مدیریت ارشد اجرایی دارند (فینکلستین و همبریک،1996).

مطالعات بی­شماری نشان داده­اند که ارتباطی میان خصوصیات جمعیتی[7] هیئت مدیره و معضلات حاکمیت مهم مانند پرداخت به مدیریت ارشد اجرایی (فینکلستین وهمبریک،1998) وجانشین مدیریت ارشد اجرایی (اوکاسیو،1999) هست.

در نظریه­های مالی، فرض اصلی و اساسی این می باشد که هدف اولیه شرکت­ها، افزایش ثروت سهامداران می باشد، لیکن در اقدام همواره اینگونه نیست. احتمالاً به افزایش منفعت شخصی خود تمایل دارند. این امر منجر به تمرکز و سرمایه­گذاری آن­ها بر طرح­هایی می­گردد که منابع کوتاه­مدت دارند و توجهی به منافع بلند­مدت سهامداران ندارند. در این شرایط مدیران برای دستیابی به عایدی­های متفرقه تحریک می­شوند که باز هم منجر به کاهش ارزش منافع و رفاه سهامداران می­گردد. به کاهش رفاه سهامداران، زیان باقی­مانده گفته می­گردد. این مشکل نمایندگی، ضرورت کنترل مدیریت شرکت­ها توسط سهامداران را نشان می­دهد. فرض اساسی و مهم دیگر نظریه نمایندگی این می باشد که تأیید کارهای کارگزاران برای کارگمار بسیارمشکل و پرهزینه می باشد. با روش­های مختلفی می­توان منافع سهامداران و مدیران را همسو نمود. هزینه­های نمایندگی ، ناشی از کوشش­های سهامداران برای کنترل مدیران می باشد. افزون بر سهامداران، مدیران مایلند ثابت کنند که آن­ها نیز نسبت به سهامداران مسئول بوده و به دنبال افزایش ثروت سهامداران هستند.پس انگیزه­هایی برای شفافیت مالی، گزارش ریسک شرکت و… خواهند داشت که هزینه­های مربوط ، بخشی از هزینه­های نمایندگی می باشد (حساس یگانه،1384).

به گونه مختصر، بعضی روش­های مستقیم که از طریق آن­ها سهامداران می­توانند مدیران را کنترل و به حل و فصل تضادها کمک کنند به تبیین ذیل می باشد:

  • حق رأی سهامداران در مجامع عمومی بر نحوه اداره شرکت تأثیر می­گذارد. حق رأی مذکور بخش با اهمیتی از دارایی مالی سهامدار می باشد و یکی از موارد بهره گیری از حق رأی به تغییر مدیران می باشد.
  • قراردادهای فی­مابین سهامداران و مدیران نیز یکی از راه­کارهاست، گرچه با اصلاح و بهبود حاکمیت شرکتی، مناسبت خود را از دست می­دهد.
  • یک راه­کار نهایی، راه­ حل خروج می باشد. واضح می باشد خروج سهامدار اصلی موجب نگرانی بازیگران بازار سرمایه می­گردد و در پی آن سهامداران بیشتری نگران افت شدید قیمت شده و با فروش سهام خود کاهش شدید قیمت سهام را موجب خواهند گردید، در نتیجه منافع مدیران را متأثر خواهند نمود.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

پس اگر سازوکار بازار و توانایی سهامداران برای کنترل و مراقبت از مدیران (هوشیار بودن) کافی نباشد، نیاز به نوعی نظارت یا راهنمایی رسمی خواهد بود. در واقع اگر بازار کارا باشد و شرکت­ها بتوانند در این نوع بازار به تأمین مالی اقدام کنند، اقدامات سطحی با هدف اصلاح حاکمیت شرکتی، اقدام زائدی می باشد. لیکن شواهد موجود نشان می­دهد که بازارهای سرمایه کاملاً کارا نیستند، پس به مقصود ارتقای حاکمیت شرکتی و افزایش پاسخگویی مدیران نسبت به سهامداران و سایر ذینفعان، دخالت لازم می باشد. معضلات نمایندگی بین مدیران و سهامداران در سراسر جهان هست و دولت­ها با تصویب قوانین حاکمیت شرکتی برای بهترین عملکرد با سرعت شگفت آوری در این کار دخالت می­کنند. اگرچه رعایت قوانین رفتاری و توصیه­های موجود در اسناد مربوطه، اکثراً اختیاری هستند، لیکن شرکت­هایی که سهام آن­ها در بازار بورس اوراق بهادار معامله می­گردد.، بایستی طبق قوانین، وضعیت حاکمیت شرکتی را افشا کنند (حساس یگانه،1384).

باتوجه به مطالب پیش­گفته، یکی از جنبه­های ارتباطی نظریه عدم­تقارن اطلاعاتی و حاکمیت شرکتی، نظریه نمایندگی می باشد که تصریح به مزیت اطلاعاتی مدیران (نمایندگان) نسبت به مالکان دارد.

[1]– Agency Theory

[2] – Rutherford & Buchholtz

[3] – Director Boards

[4]– Chief Executives OFFICER (CEO)

[5]– Vigilance

[6]– Tenure

[7] – Demographic

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 اهداف پژوهش:

در این پژوهش اهدافی با دیدگاه­های متفاوت اظهار شده.

اهداف علمی پژوهش:

هدف کلی این پژوهش مطالعه تاثیر سرمایه گذاران نهادی بر حساسیت جریانات نقدی سرمایه گذاری با تاکید بر هزینه نمایندگی در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. جهت دستیابی به این هدف کلی، آن را به اهداف جزئی ذیل تفکیک و در طول انجام پژوهش، این اهداف پیگیری می گردد:

1- تبیین تاثیر سرمایه گذاران نهادی بر حساسیت جریانات نقدی سرمایه گذاری (در شرکتهای دارای هزینه نمایندگی).

2- تبیین تفاوت حساسیت جریانات نقدی سرمایه گذاری در شرکت هایی که دارای هزینه نمایندگی هستند نسبت به شرکت هایی که دارای هزینه نمایندگی نیستند. اهداف فوق ، ما را به این تفسیر رهنمون می سازد که بتوانیم بین شرکت هایی که دارای هزینه نمایندگی هستند و شرکت هایی که دارای هزینه نمایندگی نیستند، تفاوت قائل شویم. زیرا فرض بر این می باشد که در این دو گروه شرکت ها اندازه حساسیت جریانات نقدی متفاوت می باشد.

اهداف کاربردی پژوهش:

اولین کاربرد هر پژوهش جنبه نظری و توسعه رشته مورد پژوهش می باشد که زمینه لازم را برای توسعه

تئوری های آن رشته و حرکت به سمت سیستم های سازگارتر و کاراتر را مهیا می سازد. اما نتایج این پژوهش با در نظر داشتن هدف کلی آن می تواند برای گروه های زیر مفید واقع گردد:

1- تحلیل گران مالی: نتایج این پژوهش می تواند جهت تحلیل شرکت هایی که دارای حساسیت جریانات نقدی سرمایه گذاری هستند، مفید واقع گردد.

2- سرمایه گذاران و سازمان بورس اوراق بهادار: حساسیت جریانات نقدی سرمایه گذاری هم برای مدیران شرکت ها و هم برای سرمایه گذاران مهم خاصی می باشد.پس اخذ بهترین سیاست در مورد

سرمایه گذاری در شرکت هایی که دارای حساسیت جریانات نقدی هستند، مهم می باشد.

3- بانک ها و اعتبار دهندگان: به دلیل اهمیت حساسیت جریانات نقدی سرمایه گذاری ،نتایج پژوهش حاضر می تواند برای ارائه اعتبار به وسیله اعتباردهندگان مفید واقع گردد.

مطالعه تاثیر سرمایه گذاران نهادی بر حساسیت جریانات نقدی سرمایه گذاری با تاکید بر هزینه نمایندگی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

پایان نامه - تز - رشته حسابداری