مطالعه تأثیر سرمایه فکری بر مدیریت سود

قسمتی از متن پایان نامه :

2-2-3) انواع طبقه بندی اجزای سرمایه فکری

در زمینه طبقه­بندی اجزاء سرمایه فکری تاکنون مدل­های زیادی ارائه شده می باشد. در ادامه این طبقه­بندی­ها را با نام محققان آنها ذکر می­کنیم و به تبیین اجزای این طبقه بندی ها می پردازیم اما بایستی توجه نمود که همانند تعریف سرمایه فکری، هنوز یک طبقه بندی جهانشمول درمورد اجزای سرمایه فکری وجود ندارد.

  • طبقه بندی Bontis در سال 1998 و 2000
  • طبقه بندی Stewart در سال 1997
  • طبقه بندی Goran Roos در سال 1997
  • طبقه بندی Amie Brooking
  • طبقه بندی Sveiby در سال 1997
  • طبقه بندی Eustace و همکارانش
  • طبقه بندی Edvinsson و Malone
  • طبقه بندی Chen و همکارانش
  • طبقه بندی Hannas و Lowendahl
  • طبقه بندی Petty و Guthire
  • طبقه بندی سازمان برای همکاری و توسعه اقتصادی
  • طبقه بندی Lim و Dallimore در سال 2004
  • طبقه بندی Norton و Kaplan در سال 1992
  • و سایر طبقه بندیهای دیگر که ارائه شده
  • بونتیس1 (1998) آغاز به سه نوع سرمایه انسانی، ساختاری و مشتری تصریح نمود و در سال 2000 طبقه بندی خود را بصورت سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه ارتباطی 2 و دارایی یا مالکیت معنوی عوض کرد. مقصود از سرمایه انسانی سطح دانش فردی می باشد که کارکنان یک سازمان دارای آن می­باشند که این دانش معمولاً بصورت ضمنی می­باشد. مقصود از سرمایه ساختاری کلیه دارایی­های غیرانسانی یا قابلیت­های سازمانی3 می باشد که برای برآورده کردن نیازهای بازار مورد بهره گیری قرار می­گیرد و مقصود از سرمایه ارتباطی کلیه دانش به کار گرفته شده در روابط یک سازمان با محیط خود شامل مشتریان، عرضه کنندگان، مجامع علمی و غیره می باشد که به عقیده ایشان مهمترین جزء یک سرمایه فکری، سرمایه مشتری می باشد بخاطر اینکه موفقیت یک سازمان در گرو سرمایه مشتری آن می باشد و مقصود از مالکیت معنوی، آن قسمت از دارایی­های نامشهود می باشد که بر اساس قانون، مورد طرفداری و شناسایی قرار گرفته می باشد مانند کپی رایت، حق اختراع و حق امتیاز(بونیتس و همکاران1 ، 1998)

همچنین بونتیس به وجود یک سری روابط متقابل میان اجزای سرمایه  فکری معتقد می باشد، به این شکل که حتی اگر یک سازمان دارای سرمایه انسانی مناسبی باشد اما دارای یک سرمایه ساختاری مناسب نباشد، نمی­تواند از دانش افراد خود بهره گیری کند و به تبع آن نمی­تواند به سرمایه مشتری خود، پاسخ مناسبی دهد (بونیتس و دیگران، 2000).

  • استوارت (1997) طبقه بندی خود را بصورت سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه مشتری ارائه نمود. در این طبقه بندی، سرمایه انسانی در واقع کارکنان یک سازمان می باشد که مهمترین دارایی یک سازمان می باشد و مقصود از سرمایه ساختاری دانش قرار گرفته شده در فناوری اطلاعات و همه حق امتیازها و طرح و مارک­های تجاری می باشد و مقصود از سرمایه مشتری، اطلاعات مربوط به بازار می باشد که برای جذب و حفظ مشتریان، بکار گرفته می گردد. این طبقه­بندی تا حدودی با طبقه بندی اولیه بونتیس مشابه می باشد.(استورات، 1997)
  • روس و همکارانش (1997) نیز سرمایه فکری را به سه سرمایه انسانی شامل شایستگی، طرز فکر و چابکی یا زیرکی فکری 1 و سرمایه ساختاری شامل همه ساختارها و فرآیندها و مالکیت معنوی سازمانی و دارایی­های فرهنگی و سرمایه ارتباطی شامل روابط با ذینفعان داخلی و خارجی یک شرکت تقسیم می­کند. اما بعداً روس یک جزء سرمایه دیگر بنام سرمایه بهبود و بازسازی2 را به طبقه­بندی خود افزود، که این سرمایه آخر شامل حق اختراع­های جدید و کوشش­های آموزشی می باشد.
  • بروکینگ3در طبقه­بندی خود به دارایی­های بشر محور4و دارایی­های زیر ساختاری و مالکیت معنوی و دارایی­های بازار تصریح کرده می باشد. مقصود از دارایی­های بشر محور، مهارت­ها، توانایی­ها و تخصص و توانایی حل مشکل و سبک­های رهبری می باشد. مقصود از دارایی­های زیر ساختاری، همه تکنولوژی­ها، فرآیندها و متدولوژی­هایی می باشد که یک سازمان را قادر به فعالیت می­سازد. مقصود از مالکیت معنوی حق امتیاز و علایم یا مارک­های تجاری و دانش فنی می باشد و مقصود از دارایی­های بازار، برندها، مشتریان، وفاداری مشتریان و کانال های توزیع می باشد(بونیتس و همکارن، 2000)
  • اسویبی (1997) طبقه بندی خود را بصورت ساختار داخلی، ساختار خارجی و شایستگی کارکنان ارائه کرده می باشد. این طبقه بندی، به نام طبقه بندی ناظر دارایی نامشهود5معروف می باشد. مقصود از شایستگی کارکنان، همان سرمایه انسانی مطرح شده در طبقه بندی­های قبلی می باشد. مقصود از ساختار داخلی، سرمایه ساختاری یا سازمانی و مقصود از ساختار خارجی، سرمایه مشتری یا ارتباطی می باشد. البته بایستی توجه داشت که اسویبی چهار حوزه کلیدی را، در سه جزء خود قرار داد، که عبارتند از رشد و کارایی، پایداری و بازسازی. و براساس این چارچوب یک سری شاخص استخراج نمود. شکل این طبقه بندی بصورت زیر می باشد.( اسویبی، 1997)
  • مقصود از شایستگی فردی، کارکنان، توانایی و ظرفیت آنها برای اقدام کردن در جایگاه­ها و شرایط مختلف می باشد و مقصود از ساختار داخلی هم شامل فرهنگ رسمی و غیررسمی داخل سازمان و نیز شامل حق امتیازها، مفاهیم، مدل­ها و پایگاه داده­ها و سیستم­های داخلی می باشد و ساختار خارجی شامل روابط سازمان با مشتریان، عرضه کنندگان، شهرت و مارک­های تجاری می باشد. به عقیده اسویبی، شایستگی فردی کارکنان (سرمایه انسانی) برای یک سازمان حیاتی می باشد به این دلیل که بدون وجود آن، سازمان قادر به فعالیت نیست و این شایستگی شامل مهارت­ها، آموزش و تجربیات و غیره می باشد(برنان و همکاران،2000 ).1

    1 Brennan et al, 2000

    6

  • شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

1 Intellectual Agility

2 Renewal and Development Capital

3 Brooking

4 Human-centred Assets

5 Intangible Asset Monitor

6 Sveiby,1997

1 Bontis

2 Relational Capital

3 Organizational capatilities

1 Bontis,1998 and Bontis et al,2000

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سئوالات پژوهش:

سئوال اصلی پژوهش :

آیا بین سرمایه فکریو مدیریت سود ارتباط معناداری هست؟

سئوالات فرعی پژوهش:

  • آیا بین ضریب سرمایه انسانی و مدیریت سود ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین ضریب سرمایه ارتباطی و مدیریت سود ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین ضریب سرمایه ساختاری و مدیریت سود ارتباط معناداری هست؟

مطالعه تأثیر سرمایه فکری بر مدیریت سود

پایان نامه - تز - رشته حسابداری