زمان بندی یکی از عوامل بسیار مهم و با اهمیت در تحلیل روش های تأمین مالی محسوب می شود و اهمیت عامل مزبور به نوسانات بازار سهام و اوراق قرضه بستگی دارد و هر چه این نوسانات شدیدتر باشد، اهمیت عامل زمان بندی نیز بیشتر خواهد بود. نکته قابل توجه این است که وضعیت بازار سرمایه، عامل مهمی در انتخاب روش های تأمین مالی به شمار می آید. عامل زمان یک معیار اساسی برای انتخاب نوع تأمین مالی می باشد. به فرض اگر در آینده حالت تورم وجود دارد بهتر است که برای تأمین وجوه مورد نیاز از منابع بلند مدت به خصوص وام استفاده گردد. در واقع رکود بهتر است از منابع کوتاه مدت استفاده گردد.
7) اندازه شرکت : در عامل های قبلی توضیح داده شد که مدیریت با توجه به ویژگی های شخصی خود به هر یک از عوامل موثر در تأمین مالی امتیاز می دهد. ولی این آزادی مدیریت در تعیین اهمیت هر کدام از عوامل با توجه به توانایی و تمایل بازار برای تهیه وجوه مورد نیاز محدود می گردد و این آزادی انتخاب مخصوصاً در مواردی که شرکت کوچک یا بزرگ است محدود می گردد، در شرکت هایی که کوچک هستند باید در مواقع تأمین نیاز مالی بیشتر به وجوه سهامداران تکیه نمایند. موسسات و بنگاه های اقتصادی به ویژه فعالان در بخش صنعت، برای ادامه حیات و فعالیت های تولیدی خود و همچنین توسعه ی فعالیت‎ها، به سرمایه های کلان نیاز دارند. همچنین، این موسسات و بنگاه های اقتصادی برای تأمین سرمایه‎ی مورد نیاز خود وابستگی شدیدی به بازارهای مالی دارند. نقش این بازارها در اختیار گذاشتن سرمایه های لازم برای موسسات و شرکت ها است. (احمدي، 1386)
یکی از نکات اساسی مورد توجه مدیران مالی بنگاه های اقتصادی، روش ها و میزان تأمین مالی است. انواع منابع تأمین مالی در کشور به دو دسته منابع مالی بدون هزینه و منابع مالی با هزینه تقسیم بندی می شود. منابع مالی بدون هزینه شامل پیش دریافت از مشتریان، بستانکاران تجاری، سود سهام پرداختنی و هزینه‎های پرداختنی است. منابع مالی با هزینه به دو دسته منابع داخلی (سود انباشته) و منابع خارجی (تسهیلات کوتاه مدت و بلند مدت و انتشار سهام جدید) تقسیم می شود. پیشرفت در صنعت هر کشور و رشد تولیدات، مستلزم برنامه های سرمایه گذاری کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت است و از طریق آن پشتوانه‎ی عظیمی در اقتصاد هر کشور به دست می آید. منابع این سرمایه گذاری ها از طریق سود انباشته، فروش سهام جدید، تسهیلات بانکی یا به وسیله ترکیبی از این منابع قابل تأمین است. یکی از اهداف مهم مدیریت مالی حداکثر نمودن ثروت سهامداران است به این منظور، هدف مدیران مالی یافتن راه های تأمین مالی برای رسیدن به این هدف است. در این تحقیق الگوهای تأمین مالی شرکت ها بررسی می شود تا با اولویت بندی روش های تأمین مالی، عوامل تأثیرگذار بر انتخاب روش های تأمین مالی شناخته شود. وظایف اصلی مدیریت مالی، تصمیم گیری در ارتباط با تأمین مالی، سرمایه گذاری و تقسیم سود است. هر یک از این تصمیمات در رابطه ی با هدف شرکت است و تصمیم گیری در زمینه ی ترکیب مطلوب این سه مورد، حداکثر کننده‎ی ارزش شرکت برای سهامداران است. بنابراین شناسایی اولویت روش های تأمین مالی و عوامل تأثیرگذار بر آن ها و انتخاب روش های مناسب در راستای به حداکثر رساندن بازده از اهمیت زیادی برخوردار است.
2-8) هزينه هاي تامين مالي
هزينه هاي تامين مالي به شرح زير است:
هزينه سرمايه :هزينه سرمايه به نرخ بازده مورد انتظار كساني اشاره مي كند كه در ساختار تأمين مالي شركت، مشاركت دارند يعني دارندگان سهام ممتاز و عادي و نيز بستانكاران. اين هزينه نشان دهنده وجوهي است كه براي تهيه و خريد مجموع دارائي هاي شركت بكار رفته است. هزينه متوسط سرمايه كه به عبارتي آن را هزينه تأمين مالي نيزمي نامند عبارت است از نرخ متوسط بازدهي كه با كسب آن ارزش سهام در بازار حفظ مي شود. هزينه سرمايه از مجموع هزينه هاي بدهي و هزينه حقوق صاحبان سهام با در نظر گرفتن نسبت درصد هر يك ازآن ها به كل بدهي و نرخ هزينه مربوط به هر يك محاسبه مي شود. به عبارت ديگر چون سرمايه گذاري طرحها از منابع مالي مختلف شامل وام، اوراق قرضه، سهام عادي، سهام ممتاز. . . . تأمين مي شود ؛‌لذا هزينه سرمايه كل شامل متوسط هزينه بدهي، هزينه حقوق صاحبان سهام و هزينه سهام ممتاز است. تا زماني كه شركت نسبت به انتشار سهام جديد اقدام نكند، هزينه سرمايه ثابت خواهد ماند كه در اين صورت هزينه سرمايه به دليل استفاده از منابع تأمين مالي جديد افزايش مي يابد. ( جان جي، 1374، ص 425)
باید توجه داشت هزينه سرمايه كه نرخ بازده نيز ناميده مي شود، از دو قسمت تشكيل شده است. يك قسمت نرخ بازده بدون ریسک است و قسمت ديگر صرف خطر. صرف خطر پوشش دهندة ریسک تجاري و ریسک مالي است كه مربوط به سرمايه گذاريهاي مختلف مي باشد. از آن جا كه نرخ بدون ریسک براي تمام شركت ها يكسان است لذا اختلافات موجود در هزينه شركت ها از ریسک پذيري آن ها سرچشمه مي‎گيرد. هزينه سرمايه در واقع خطر متوسط شركت را بيان مي كند، يعني اينكه خطر مركب شركت عبارت است از مجموع خطرهاي مربوط به پروژهاي مختلف عملياتي آن را به صورت پيچيد هاي آورده است.
از آن جا كه هزينه سرمايه شركت، در آمد دارندگان اوراق بهادرا است، لذا بيان كندة نرخ بازده داري است كه ارزش بازار اوراق بهادارمنتشره را در حركت هاي كلي بازار نشان مي دهد. سرمايه گذاران دامنه اي وسيع از انتخاب هاي مختلف را در پيش روي دارند كه از اوراق بهادرا بدون ریسک دولتي تا سهام عادي با كيفيت هاي مختلف را در بر مي گيرد. لذا، هنگام تشكيل گنجينه يا پرتفوليوي خود انتظار دارند كه صرف خطري متناسب با كيفيت يك سرمايه گذاري معين رادريافت كنند. اگر به نظر رسد كه اوراق بهادار مورد نظر چنين بازده اي را با توجه به قيمت جاري اش به دست نمي آورد، قيمت آن تا آن جا كاهش خواهد يافت كه با بازده انتظارات سرمايه گذار برابر شود.
.
هزينه بدهي (هزينه اوراق قرضه ) : هزينه بدهي به سادگي قابل محاسبه است بدين صورت كه هزينه بدهي برابر است با نرخ بهره پرداختي بابت استقراض يعني بهره پرداختي تقسيم بر ارزش بدهي :
هزينه بهره
Km =. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
اصل بدهي
محاسبه هزينه سرمايه براي اوراق قرضه مستلزم طي مراحل زير است:
تعيين خالص وجوهي كه در ازاي انتشار وفروش هر برگ از اوراق قرضه عايد شركت مي گردد. امكان دارد كه خالص پولي كه در ازاي هربرگ از اوراق قرضه به دست شركت مي رسد (پس از كسر هزينه فروش ) از ارزش اسمي آن برگ كمتر باشد.
تعيين هزينه مؤثر هر برگ از اوراق قرضه قبل از كسر ماليات. به اين منظور بايد نرخ بازدهي تا سررسيد آن برگ محاسبه گردد يعني بايد خالص پولي كه در زمان صفر وارد شركت مي شود. جريان نقدي ورودي ؛ بهره اي كه سالانه پرداخت مي گردد و پولي كه بابت ارزش اسمي آن برگ در تاريخ سر رسيد پرداخت مي گردد جريان نقدي خروجي تلقي گردد.
هزينه بهره يك نوع هزينه قابل قبول مالياتي است بايد هزينه آن برگ راپس از كسر ماليات محاسبه كرد (با توجه به صرفه جويي مالياتي حاصل از بهره )آن چه كه به دست مي آيد هزينه خاص بدهي است.
K d = km ( 1- t )
Km هزينه مؤثر بدهي از كسر ماليات برمبناي نرخ سالانه=
t نرخ ماليات شركت=
Kd هزينه بهره پس از كسر ماليات=
هزينه سهام ممتاز :زماني كه شركتي سهام ممتاز را مي فروشد، خريداران انتظار دارند كه در ازاء پولي كه آن ها در آن شركت سرمايه گذاري نموده اند، سود سهام دريافت كنند. پرداخت سود سهام هزينه اي است كه شركت بابت سهام ممتاز مي پردازد. براي اينكه بتوان اين هزينه را بر مبناي نرخ سالانه بيان كرد. شركت خالص پولي را كه در زما ن فروش سهام پس ازكسر ماليات دريافت مي كندمبناي محاسبه قرار مي‎دهد. اما تا زماني كه شركت سود كسب نكرده، و قصد تقسيم سود نداشته باشد، هيچ الزام براي پرداخت آن را ندارد. اگر سهام ممتاز قابل بازخريد نباشد، شبيه اوراق قرضه دائمي مي شود ولي سود سهام ممتاز يك هزينه قابل قبول مالياتي نيست.
از رابطه زير هزينه سهام ممتاز محاسبه مي گردد: D
Kp=
pn
سود پرداختي سالانه هر سهم = D
ارزش بازار= Pn
هزينه خاص هر برگ از سهام ممتاز= Kp
بايد توجه داشت كه سود سهام ممتاز بعد از كسر ماليات پرداخت مي شود و از جمله هزينه هاي قابل قبول مالياتي نيست. لذا، هزينه سهام ممتاز بيشتر از هزينه بدهي است. بنابراين هزينه سهام ممتاز بايد حتي الامكان مساوي بازده سهام عادي باشد تا سود سهام عادي تغيير نكند در غير اين صورت شركت جهت تامين سرمايه از طريق اوراق قرضه يا سهام عادي اقدام مي كند.
هزينه سهام عادي
هزينه خاص سهام عادي عبارت است از حداقل نرخ بازده اي كه شركت بايد عايد صاحبان سهام عادي بكند تابه آن بازار سهام آن شركت حفظ گردد و سهامداران عادي نيز به اميد دريافت سود سهام سرمايه گذاري مي كنند. بنابراين ارزش فعلي سود مورد توقع سرمايه گذاران دو سهام عادي همان بازدهي سهام عادي در واقع به صورت جرياني از سود تقسيم نشده است و در صورتي كه انتظار داشته باشيم با نرخ ثابتي به طور دائم رشدكند، ارزش سهام به اين شكل محاسبه مي گردد:
Do ( 1 + g )
V = ———————-
K – g
Do= سود تقسمي هر سهم در حال حاضر
G=نرخ رد مركب سود تقسيمي
K نرخ بازده مورد توقع سهامدداران=
V ارزش ذاتي هر برگ سهام =
شركتي كه تعدادي سهام عادي منتشر مي كند، براي محاسبه هزينه خاص سرمايه يك برگ از سهام عادي مي تواند از معادله بالا استفاده كند فقط بايد Pn را به جاي v قرار دهد يعني :
Pn = v
در اين صورت نرخ تنزيل بازار (k) با هزينه خاص آن سهم برابر مي شود و آن را با علامت Ke نشان مي‎دهند يعني :
هزينه خاص متعلق به يك سهم عادي =ke
سپس مي توان معادله را به اين صورت نوشت.
Do ( 1 + g )
Pn = —————-
Ke – g
اگر معادله صفحه قبل را حل كنيم و مقدار Ke را به دست آوريم مقدار ان چنين خواهد شد.
Do (1+g)
Ke =
Pn
اين معادله اي است كه غالبا براي محاسبه هزينه خاص يك سهم عادي مورد استفاده قرار مي گيرد.
هزينه سود انباشته :
دو مشكل بر سر راه محاسبه هزينه خاص سود اندوخته قرار دارد. اين دو مشكل از اين جهت به وجود مي‎آيند كه سود انباشته يكي از منابع داخلي شركت است (و نه يك منبع خارجي ). اول اين كه سود انباشته مثل سهام ممتاز و اوراق قرضه، نوعي اوراق بهادار نيست كه بتوان از طريق قيمت آن در بازار هزينه خاص آن را محاسبه كرد. دوم اين كه سود انباشته نمايانگر وجوهي نيست كه سرمايه گذاران مستقيما تأمين مي كنند، لذا عده اي چنين مي پندارند كه هزينه خاص اين قلم از دارائي برابر صفر است. براي محاسبه هزينه خاص سود انباشته، معمولا سود انباشته را سودي مي پندارند كه بايد به صاحبان سهام عادي پرداخت شود، ولي شركت به نمايندگي از جانب آن ها مجددا آن ها را در شركت سرمايه گذاري مي كند. لذا آنان انتظار دارند كه نرخ بازدهي اين وجوه دست كم برابر با نرخي است كه عايد سهام عادي مي گردد بنابراين هزينه خالص سرمايه متعلق به سود انباشته با هزينه خاص سهام عادي برابر است، ولي از آن جا كه چيزي به نام هزينه هاي توزيع و فروش وجود ندارد، براي محاسبه

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید