دانلود پایان نامه

در این مدل:
OAC: اقلام تعهدی عملیاتی یعنی تغییر در خالص سرمایه در گردش
∆CA: تغییر در دارایی‌های جاری
∆CL: تغییر در بدهی‌های جاری
∆CASH: تغییر در وجه نقد
∆STD: تغییر در حصه جاری تسهیلات بلندمدت
∆TP: تغییر در حساب مالیات پرداختنی
DEP: هزینه استهلاک
AVGTA: میانگین ارزش دفتری کل دارایی‌ها در ابتدا و پایان دوره مالی
تمامی متغیر‌های فوق الذکر(بجزء AVGTA) بر AVGTA تقسیم می‌شوند.

3-6-2-محاسبه محافظه‌کاری
برای محاسبه محافظه‌کاری به کار رفته در یک شرکت، از معیار‌های مطرح شده در فصل دوم، معیار محافظه‌کاری باسو با توجه به ادبیات نظری پژوهش‌ها پیشین انتخاب شده است.
Xit/Pit-1 = α + β1DRit + β2Rit + β3 (Rit x DRit) + εit (3-2)

Xit: سود هر سهم قبل از اقلام غیر مترقبه
Pit-1: قیمت سهام در پایان سال مالی قبل
DRit: یک متغیر دا‌می‌(ساختگی) ‌است که اگر بازده منفی باشد، مقدار آن برابر یک و در غیر این صورت، صفر منظور ‌می‌شود.
Rit: بازده سالانه سهام (با سود)
اندیس i و t به ترتیب نشاندهنده شرکت و سال مالی شرکت می‌باشند.
محافظه‌کاری یعنی اینکه β2 کوچکتر از β2 بعلاوه β3 یا به عبارت دیگر، β3 بزرگتر از صفر باشد. باسو، β3 را پاسخ یا واکنش نامتقارن سود172 ‌می‌نامد. ضریب مثبت β3 نشاندهنده وجود محافظهکاری حسابداری است، زیرا بازده منفی اثر بیشتری را بر سود نسبت به بازده مثبت دارد. در این پژوهش، همانند پژوهش فرانسیس و همکاران (2004) و ژانگ (2008) از حساسیت سود به بازده منفی (β2+ β3) نسبت به بازده مثبت (β2) به عنوان نمایندهای برای محافظه‌کاری در سطح شرکت استفاده میشود. این نسبت(β2/ β2+ β3) همانند پژوهش فرانسیس و همکاران (2004) در یک بازه 10 ساله ، t-9 تا t، محاسبه میگردد. مطابق مطالعات پیشین برای محاسبه معیار عدم تقارن زمانی محافظهکاریِ باسو حداقل به دادههای پنج سال شرکت نیاز است.
پس از محاسبه متغیر محافظه‌کاری برای هر سال- شرکت، به منظور محاسبه متغیر مستقلCONSQ در مدل اصلی بدین نحوه عمل نموده:
در هر سال، کل شرکت‌ها را بر اساس میزان محافظهکاری آنها از کوچک به بزرگ مرتب کرده و سپس آنها را در 4 گروه طبقه بندی می‌نماییم. به شرکت‌های طبقه اول عدد 1، طبقه دوم عدد 2 و … اختصاص می‌دهیم. اعداد تخصیص یافته نشان دهنده‌ی میزان محافظه‌کاری هر سال- شرکت هستند و به عنوان متغیر مستقل وارد مدل اصلی می‌گردد.

3-6-3- مدل مورد استفاده برای آزمون فرضیه اول
برای آزمون فرضیه اول از مدل ارایه شده توسط وکیل (2012) به شرح زیر استفاده می‌شود:
INCit+1 = α + π1 CFOit + π2 OACit + εit+1 (3-3)
(3-4)
INCit+1 =α + π1CFOit +π2OACit + π3 CONSQit +π4 (OACit *CONSQit) + εit+1

(3-5)
INCit+1 = α + π1CFOit + π2OACit + π3 CONSQit + π4 (OACit*CONSQit) + π5 HADit + π6 (OACit *HADit) +π7 (CONSQit*HADit) + π8 (OACit * CONSQit* HADit) +ε it+1

در این مدل:
INC: سود عملیاتی سال بعد (متغیر پیوسته)
CFO: جریان نقد عملیاتی173 (متغیر پیوسته)

 
دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید