مطالعه تأثیر سرمایه فکری بر مدیریت سود

قسمتی از متن پایان نامه :

2-3-4) انگیزه­های مدیریت در مدیریت سود

به گونه کلی انگیزه­ها و محرکهایی که مدیران را به کوشش در جست مدیریت سود سوق می­دهد از دیدگاه پژوهشگران این مقوله در 3 گروه طبقه بندی شده می باشد: (معتصمی، 1376)

1- انگیزه افزایش رفاه سهامداران.

2- انگیزه تسهیل قابلیت پیش­بینی سود .

3- انگیزۀ افزایش رفاه مدیریت .

1- انگیزه افزایش رفاه سهامداران: افزایش رفاه سهامداران از اولین انگیزه­های مورد توجه پژوهشگران مدیریت سود بوده می باشد. محققین علت های بسیاری را اقامه نموده­اند که تمایل مدیریت به مدیریت سود متأثر از انگیزه افزایش ارزش سهام شرکت می باشد. پژوهشگران اولیه موضوع مدیریت سود براین باور بوده­اند که وجود یک جریان هموارسود برای سهامداران نویدی از وجود جریان پایدارتر تقسیم سود و نیز ریسک سیستماتیک و غیر سیستماتیک پایین‌تری می باشد براین مبنا می­توان مدعی گردید که مدیریت عقیده دارد سرمایه گذاران حاضر به پرداخت بهای بیشتر برای سهام شرکت هایی هستند که جریان سود هموارتری دارند.

بیدلمن، براین اعتقاد بوده می باشد که مدیریت فرض می­کند سهامداران جریان سود پایدار در طی زمان را به جریان نوسان دار سود ترجیح می­دهند زیرا سودهای هموار مؤید جریان با ثباتی می باشد در حالیکه سودهای هموار نشده از سوی سرمایه­گذاران به عنوان نشانه­ای از ریسکی بودن عملیات شرکت تلقی شده و تأثیر آن بر نرخ بازده مورد توقع سهامداران موجب ایجاد اثر منفی براررزش سهام شرکت می گردید.

همچنین هپ ورث نیز در اظهار انگیزه‌های مدیریت سود به بهبود روابط با اعتبار دهندگان، سرمایه گذاران و کارکنان و نیز کم کردن چرخه­های تجاری از طریق فرآیندهای روان شناختی تصریح داشته می باشد. (ریاحی بلکویی، 1381)

2– انگیزه تسهیل قابلیت پیش بینی سود : این موضوع از هر دو بعد درون سازمان و برون سازمانی می­تواند مد نظر قرار گیرد. از دیدگاه درون سازمانی بهره گیری از سودهای پرنوسان ممکن می باشد فرآیند برنامه ریزی و بودجه بندی را با معضلات مواجه نماید. همچنین از بعد برون سازمانی احتمال می­رود انگیزه کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سهامداران زمینه ساز بروز رفتار مدیریت سود باشد. (معتصمی، 1376)

مطالعات بارنیا، رونن و سادن از وجود انگیزه‌های برون سازمانی برای مدیریت طرفداری می­کند. آن‌ها مدعی شدند که مدیریت به مقصود افزایش توانایی سرمایه­گذاران برای پیش­بینی جریان­های نقدی آتی دست به مدیریت سود می­زند. در واقع مدیران انتظارات و برداشت­های شخصی خود در مورد جریان‌های نقدی شرکت را از طریق مدیریت سود به بازار منتقل می­کنند تا بدینوسیله قابلیت پیش بینی سود را از طریق نظاره ارقام متوالی برای سهامداران تسهیل نمایند. (شاری، 1994)

3- انگیزه افزایش رفاه مدیریت : مطالعات اخیر در مدیریت سود به وضوح برانگیزه مدیریت جهت حداکثر کردن رفاه خوش تاکید بیشتری داشته­اند. شاید دلیل اصلی این موضوع گسترش زمینه­های پذیرش تئوری نمایندگی بوده می باشد. علیرغم اختلاف نظرهایی که در ارتباط با دامنه تضاد منافع مدیران و سهامداران در بین صاحبنظران مالی هست به نظر می­رسد اصل وجود تضاد منافع از یک مقبولیت عمومی برخوردار باشد. بسیاری از صاحبنظران بر این باورند که مدیران منافع خود را جایگزین خواسته‌های سهامداران نموده و به جای حداکثر کردن ثروت سهامداران به دنبال کسب قدرت اعمال کنترل بر شرکت و نهایتاً حداکثر کردن رفاه و سودمندی خویش هستند بعضی از تحقیقات به این نتیجه رسیدند که مدیر با انگیزه مشخص افزایش ثروت خویش به مدیریت ارقام می­پردازد. براین منبا اگر حق الزحمه مدیر به رشد ثابت و پایدار سود وابسته باشد این احتمال منطقی هست که دست به مدیریت سود بزند. (معتصمی، 1376)

موسز[1] به مطالعه ارتباط بین مدیریت سود با محرک­های اقتصادی نظیر اندازه شرکت، بازار سهام، نوع کنترل، مالکیت و طرحهای پاداش پرداخت. مطالعات او به این نتیجه رسید که مدیریت سود در مورد شرکت هایی بزرگ شرکت‌های دارای طرحهای پاداش (مبنی بر سود) و شرکت هایی که سود واقعی آنها (سود قبل از مدیریت) با سود مورد انتظارشان متفاوت می باشد بیشتر مصداق دارد. موسز نتیجه گیری نمود که هر کوشش برای مدیریت سود به اندازه تفاوت سود واقعی و سود مورد انتظار بستگی دارد به گونه­ای که با افزایش این فاصله انگیزه مدیریت نیز افزایش می­یابد. (آشاری، 1994)

گوردن[2] براین باور می باشد که:

1- شاخصی که مدیریت شرکت برای انتخاب اصول حسابداری به کارمی­برد براین اساس قرار دارد که سود یا رفاه شرکت را به حداکثر برساند.

2- این سود یا منفعت تابعی می باشد از امنیت شغلی، سطح و نرخ رشد حقوق و سطح و نرخ رشد اندازه یا بزرگی شرکت .

3- رضایت سهامداران از عملکرد شرکت موجب تقویت موضع و افزایش حقوق و پاداش مدیران خواهد گردید.

4- این رضایت به نرخ رشد و ثبات سود شرکت بستگی دارد. این قضیه‌ها منجر به مدیریت سود می­گردد که به شکل زیر توجیه می­گردد.

اگر چهار قضیه بالا پذیرفته شوند یا صحت آنها به اثبات برسد. چنین نتیجه گیری می­گردد که یک مدیر بایستی در محدوده مقررات حسابداری (1) سود مورد گزارش را مدیریت کند و (2) نرخ رشد سود را مدیریت کند. مقصود از مدیریت نرخ رشد اینگونه می باشد که اگر نرخ رشد بالا می باشد، بایستی از روشهای عملی حسابداری بهره گیری نمود که آن را کاهش دهند و عکس قضیه هم صادق می باشد . (ریاحی بلکویی، 1381)

تامل در سیر تاریخی مطالعات مربوط به انگیزه­های مدیریت سود تا حدودی نشان دهنده طریقه تکاملی فرضیه­های مورد آزمون پژوهشگران می باشد. در مجموع این طریقه نشان می­دهد که محققین در بین انگیزه­های شناخته شده برای مدیریت در سالهای اخیر، بیشتر به مطالعه انگیزه افزایش رفاه مدیریت متمایل شده­اند.

[1] Moses, 1978

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[2] M. Gordon. 1966

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سئوالات پژوهش:

سئوال اصلی پژوهش :

آیا بین سرمایه فکریو مدیریت سود ارتباط معناداری هست؟

سئوالات فرعی پژوهش:

  • آیا بین ضریب سرمایه انسانی و مدیریت سود ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین ضریب سرمایه ارتباطی و مدیریت سود ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین ضریب سرمایه ساختاری و مدیریت سود ارتباط معناداری هست؟

مطالعه تأثیر سرمایه فکری بر مدیریت سود

پایان نامه - تز - رشته حسابداری