عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه تأثیر سرمایه فکری بر مدیریت سود

قسمتی از متن پایان نامه :

بخش دوم: مدیریت سود

2-3) سود مورد انتظار (عادی یا هدف)

شرکت‌ها با بهره گیری از ابزار مدیریت سود کوشش می­کنند سود گزارش شده را به سمت سود مورد انتظار مدیریت نمایند. از سود مورد انتظار به عنوان یک نقطه مرجع بهره گیری می­گردد که از آن طریق انحرافات سود واقعی سنجیده می­گردد. سود مورد انتظار در مطالعات مدیریت سود هدف مغروض مدیریت می باشد. مدل‌های مختلفی برای تعیین سود مورد انتظار به کار می­رود: (کوچکی، 1373)

1- مدل­های مبتنی بر سودهای گذشته شرکت .

2- مدل مبتنی بر عملکرد جاری سایر شرکت‌ها در صنعت .

3- مدل گام تصادفی ساده (در این مدل سود هر سال را برابر با سود گزارش شده در سال قبل پیش بینی می­کنند).

4 – سود قبل از اقلام غیر مترقبه .

علاوه بر موارد فوق، سود عادی سودی می باشد که احتمال بیشتری می­رود شرکت­ها سود خود را به آن نزدیک و مدیریت کنند. از آنجائیکه عدد سود واقعی که مدیریت شرکت ممکن می باشد به سمت آن اقدام مدیریت را انجام دهد ناشناخته می باشد، نمی­توان ادعا نمود که یک مدل پیش بینی بخصوص بهتر از دیگری می باشد.

از 4 مدل زیر نیز در مطالعات مدیریت سود بهره گیری شده می باشد: (ایراندوست، 1379)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

1- سود قبل بعلاوه متوسط نرخ رشد در طی 5 سال گذشته .

2- متوسط بازده روی دارائیهای طی 5 سال گذشته.

3 – سود سال گذشته بعلاوه متوسط رشد سود در صنعتی که شرکت در آن به فعالیت مشغول می باشد. 4-سود سال گذشته بعلاوه عامل رشد مشروط[1] به نسبت قیمت به سود سال گذشته شرکت .

2-3-1) تعریف و تبیین مدیریت سود

مدیریت سود، اقدام اختیاری و عمدی می باشد که به مقصود کاهش تغییر پذیری سود با بهره گیری از ابزارهای معین حسابداری توسط مدیریت صورت می­گیرد و مدیریت سود یکی از موضوعات مورد علاقه حسابداری و ادبیات مالی بوده می باشد. با وجود تحقیقات گسترده به نظر می­رسد هنوز پژوهشگران به تعریف جامع و فراگیری از مدیریت سود دست نیافته­اند، شاید وجود انواع مختلف سودهای هموار یکی از علت های آن باشد.

هپ ورث[2] معتقد می باشد، مدیریت سود اقدامی منطقی و عقلانی می باشد که مدیران کوشش می­کنند با بکارگیری ابزارهای خاصی در حسابداری به آن دست یابند (آشاری، 1994)

بارنیا، رنن و سادن[3] عقیده دارند که مدیریت سود عبارتست از کاستن عمدی نوسانات سود که برای شرکت امری عادی به نظر می­رسد. (همان منبع، 1994)

برداشت‌های دیگری از مدیریت سود هست که برخلاف آن چیز که گفته گردید به نوعی یک توجه منفی را القا می­کنند.

هکتور[4] معتقد می باشد مدیریت سود عملی می باشد که اسباب سوء بهره گیری در گزارشگری مالی را فراهم می­سازد و بهره گیری کنندگان صورتهای مالی بایستی به این امر واقف باشند. (آشاری، 1994)

بعضی اظهار نموده­اند که مدیریت سود در حقیقت عملی منطقی و معقول می باشد. مثلاً بیدلمن[5] براین باور بود که مدیران برای ایجاد یک جریان یکنواخت سود و هم چنین کاهش انحراف بازده نسبت به بازار، سود را مدیریت می­کنند.

بلکویی معتقد می باشد مدیریت سود عبارتست از متناسب کردن آگاهانه سود تا بتوان به یک سطح یا طریقه مورد نظر دست پیدا نمود. (ریاحی بکلویی، 1381)

همچنین بارنیا، رونن و سادن تصریح نمودند که مدیران به مقصود کاستن نوسانات سودگزارش شده و تقویت توانایی سرمایه­گذاران جهت پیش­بینی جریانات نقدی آتی دست به مدیریت سود می­زنند و انتظار می­رود مدیریت سود تاثیر مثبتی بر ارزش سهام و ارزیابی عملکرد مدیریت داشته باشد. (آشاری، 1994)

درمقابل مک هاگ1 مدیریت سود را نوعی دستکاری در اطلاعات صورتهای مالی می­داند.(همان منبع، 1994)

با مروری بر نظرات ارائه شده توسط پژوهشگران دو دیدگاه متفاوت در قضاوت آنان نسبت به پدیده مدیریت سود عیان می­گردد. یک دیدگاه مثبت که مدیریت سود را تسهیلی در اهداف گزارشگری مالی می­داند و دیگری دیدگاهی منفی که مدیریت سود را نوعی تحریف در اهداف گزارشگری مالی معرفی می کند.

ورثی معتقد می باشد منتقدین مدیریت سود این اقدام را از آن روی نادرست میدانند که باعث افشای نامناسب اطلاعات مالی شده و سرمایه­گذاران را از امکان ارزیابی مناسب ریسک و بازده محروم می نماید، زیرا اطلاعات ارائه شده در مورد سود آوری شرکت‌ها درست و کافی نیست.

بیدلمن به دو مشکل ناشی از مدیریت سود تصریح می­نماید. مسئله اول عبارت می باشد از نیاز به داشتن اطلاع دقیق از اندازه تعدیل سود در شرایط رقابتی، که در صورت فقدان چنین شرایطی ممکن می باشد افراد خود دست به تعدیلی بیشتر یا کمتر از واقع بزنند و در نتیجه اقدام مدیریت سودبه ضد خود تبدیل گردد.

مسئله دوم زمانی بروز می­کند که شرکت‌ها نتوانند در بعضی دوره­های مالی مدیریت سود را عملی سازند که نتیجه آن یک گسست در منحنی از قبل طراحی شده می باشد که ممکن می باشد عوارضی را برای گروهی از بهره گیری کنندگان در پی داشته باشد. (بدری، 1378)

از سوی دیگر پژوهشگرانی که به دفاع از مدیریت سود پرداخته­اند دو زمینه وسیع بهره گیری از اطلاعات حسابداری را که یکی سنجش و کنترل­های داخلی و دیگری ارزیابی خارجی که شامل پیش بنیی سودهای آتی و ارزش‌های بازار می­گردد، مورد بحث قرار داده­اند.

[1] Simple Random walk

[2] Hep worth , 1953

[3] Barnea & Ronen & sadan, 1981

[4] Hector, 1989

[5] Bidleman. 1973

1  Mchugh, 1992

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سئوالات پژوهش:

سئوال اصلی پژوهش :

آیا بین سرمایه فکریو مدیریت سود ارتباط معناداری هست؟

سئوالات فرعی پژوهش:

  • آیا بین ضریب سرمایه انسانی و مدیریت سود ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین ضریب سرمایه ارتباطی و مدیریت سود ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین ضریب سرمایه ساختاری و مدیریت سود ارتباط معناداری هست؟

مطالعه تأثیر سرمایه فکری بر مدیریت سود

پایان نامه - تز - رشته حسابداری