عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه تأثیر سرمایه فکری بر مدیریت سود

قسمتی از متن پایان نامه :

2-2-6) مدل­ها و روش­های اندازه گیری سرمایه فکری

مدیریت سرمایه فکری نیازمند بکارگیری متدها و روش­هایی می باشد که بتواند بر اساس شاخص­های اظهار شده، سهم مدیریت دانش را در تحقق استراتژی و برنامه مدیریت دانش ارزیابی نماید(روس، 2004) در ادبیات سرمایه فکری، مدل­های مختلفی برای اندازه­گیری سرمایه فکری پیشنهاد شده می باشد. بعضی از آنها مدل های خاصی هستند که در یک شرکت خاص طراحی و اجرا شده­اند. بعضی دیگر صرفاً مدل­های نظری هستند که بیشتر آنها به عنوان یک مدل اندازه­گیری سرمایه فکری پذیرفته شده و معتبر مطرح نیستند(استوارت و همکاران، 1997) به بیانی دیگر، هیچ یک از این مدلها بطور نظام مند برای اندازه­گیری سرمایه فکری در سطح ملی و بین المللی بکار برده نمی­شوند.  در محیط تجاری کنونی اندازه­گیری ارزش سازمانی با بهره گیری از روش­های سنتی با ارزش اقتصادی امروز آنها نامربوط می­باشد. روش­های سنتی، ارزش نهفته در مهارت، تجربه، قابلیت­های یادگیری افراد و همچنین ارزش موجود در شبکه ارتباطات میان افراد و سازمان­ها را نادیده می­گیرد.

کوشش­های زیادی جهت تشریح تفاوت میان ارزش بازاری شرکت­ها انجام گرفته می باشد. مشهورترین این روش­ها، روش ترازنامه نامرئی، کنترل دارایی­های ناملموس و کارت امتیازی متوازن می­باشد. روش ارزش افزوده اقتصادی، روش شاخص سرمایه فکری، روش کارگزار تکنولوژی، روش نرخ بازده دارایی­ها، روش تشکیل سرمایه بازار، روش سرمایه فکری مستقیم، روش جهت­یابی تجاری اسکاندیا، روش­های مالی و مدل مدیریت سرمایه فکری، VAIC، روش جویا و روش کیوتوبین که در زیر به تحلیل ویژگی­های هر یک از این روش­ها خواهیم پرداخت.(رادو و للیارت1، 2002)

بطور کلی مدل­های سنجش سرمایه فکری را می­توان در دو گروه طبقه­بندی نمود(تان و دیگران، 2007)2

الف– مدل­هایی که سرمایه فکری را بصورت غیر پولی ارزیابی می­کنند.

ب– مدل­هایی که سرمایه فکری را بصورت پولی و مالی ارزیابی می­کنند.

2-2-6-1) مدل­های سنجش غیرمالی سرمایه فکری

1- ترازنامه نامرئی (ناملموس): این روش به مقصود نشان دادن دارایی­های شرکت­های مبتنی بر دانش طراحی شده می باشد. این روش در واقع توسعه­ای در حسابداری منابع انسانی به شمار می­آید. در این توجه، سرمایه فکری شرکت به دو دسته سرمایه فردی و سرمایه ساختاری تقسیم می گردد. شاخص اصلی سرمایه فردی همان شایستگی­های حرفه­ای کارکنان کلیدی که استراتژی یک شرکت را تشریح می­کنند، می­باشد. سرمایه ساختاری نیز شامل مزیت رقابتی یک شرکت و توانایی­های کارکنان آن مانند شهرت، تجربه و روش­های خاص تولیدی می­باشد. این مدل، مبتنی بر معیارهای کیفی می باشد و توانایی ارزیابی کمی ارزش سرمایه فکری را ندارد.(آنل، 1989)[1]

2- کنترل دارایی­های ناملموس: این روش در پی اندازه­گیری دارایی­های ناملموس شرکت به روشی ساده می باشد. در این راستا معیارهای مناسب متعددی را معرفی نموده و هدف از آن، ایجاد بینش و دیدگاهی جامع از جایگاه سرمایه فکری شرکت می­باشد. در این روش ضروری می باشد تا معیارها با واقعیت­های هر شرکت مطابقت داده شده و تعدیل شوند. اشکال عمده این روش در آن می باشد که با تمامی شرکت­ها و جایگاه­ها قابل انطباق نمی­باشد. از این روش همچنین برای طراحی سیستم­های اطلاعاتی و یا انجام ممیزی­ها بهره گیری می­گردد.(سوئیبی[2]،1997)

3- کارت امتیاز دهی متوازن (BSC): این روش، ابزاری را جهت ایجاد ثبات در استراتژی های آینده بدست می­دهد. این روش، شرکت­ها را قادر می­سازد تا نتایج مالی را همزمان با نظارت و کنترل در ایجاد ظرفیت­ها و اکتساب دارایی­های ناملموسی که به آنها برای رشد در آینده نیاز دارند، دنبال کنند. این شیوه بیانگر نوعی کمبود جدی در سیستم­های مدیریت سنتی و ناتوانی آنها در مرتبط کردن استراتژی بلندمدت شرکت با فعالیت­های کوتاه­مدت آن می­باشد. این روش گذشته و حال شرکت را با آینده­اش مرتبط می­نماید و ابزاری در اختیار مدیریت شرکت قرار می­دهد تا استراتژی­های گوناگونی را برای شرکت تعریف و آنها را کنترل نماید. این روش همچنین شرکت را قادر می­سازد تا نتایج مالی­اش را تحلیل نموده و استراتژی شرکت را اجرا نماید.

کاپلان و نورتون عقیده دارند که این شیوه نوعی سیستم اندازه­گیری می باشد که با بهره گیری از معیارهای کیفی، اندازه استراتژی به اجرا درآمده شرکت را نشان می­دهد. این معیارها عبارتند از دیدگاه مالی، دیدگاه مشتری، دیدگاه فرآیندهای داخلی و دیدگاه نوآوری و یادگیری، این روش تا حدی ایستا بوده و برای هر شرکت، خاص می­باشد.(کاپلان و نورتون،1996) بهره گیری از کارت امتیازی متوازن (BSC)، یادگیری حاصل از مدیریت دانش را مستقیماً به عملکرد سازمان ارتباط می­دهد که به نوبه خود با عملکرد کلی سازمان ارتباط دارد. روش کارت متوازن، استراتژی کل واحد را به اهداف کمی تبدیل نموده و بر عوامل موفقیت ناملموس نیز تأکید می­کند که اکثراً شامل سه جزء سرمایه فکری، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری می باشد.

4- شاخص سرمایه فکری : در جایی­که فعالیت­های نسل اول، اطلاعاتی را در خصوص اجزای مجرد سرمایه فکری به دست می­دهند، این شاخص فعالیت­های نسل دوم را مطرح می­نماید. (شاخص­هایی که بر تصویر کلی از فرآیند ایجاد ارزش در شرکت تمرکز می نماید)(روس و همکاران، 1997). این روش در کوشش می باشد تا شاخص­های پراکنده را در مجموعه­ای واحد ارائه نماید و میان تغییرات حاصله در سرمایه فکری و تغییرات در ارزش بازاری شرکت­ها همبستگی ایجاد نماید. این معیار جنبه­های مختلفی را در برمی­گیرد. مزایای این روش در آن می باشد که معیاری غیر متعارف را ارائه می­نماید، بر نظارتی پویا در خصوص سرمایه فکری متمرکز می باشد، توان احتساب عملکرد دوره­های قبلی را داشته و نظری واحد، کلی و جامع از شرکت ارائه می­نماید. این معیار گامی به پیش تلقی می­گردد زیرا که به مدیران این اجازه را می­دهد تا تأثیراتی که یک استراتژی بخصوص در سرمایه فکری شرکت­شان دارد را درک نمایند و گزینه­های متعدد را با هم مقایسه نمایند تا مشخص گردد کدامیک از آنها از حیث سرمایه فکری مرجح می باشند.  شاخص سرمایه فکری همچنین موجب الگوبرداری منظم از فعالیت­های مبتنی بر آینده می­گردد. این اقدام موجب مقایسه­هایی در سطوح واحد تجاری و شرکت می­گردد.(روس و همکاران،1998)

1 Rodov & Leliaert

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

2 Tan et al

[1] Annell

[2] Sveiby

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سئوالات پژوهش:

سئوال اصلی پژوهش :

آیا بین سرمایه فکریو مدیریت سود ارتباط معناداری هست؟

سئوالات فرعی پژوهش:

  • آیا بین ضریب سرمایه انسانی و مدیریت سود ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین ضریب سرمایه ارتباطی و مدیریت سود ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین ضریب سرمایه ساختاری و مدیریت سود ارتباط معناداری هست؟

مطالعه تأثیر سرمایه فکری بر مدیریت سود

پایان نامه - تز - رشته حسابداری