اجتماعی
3- وجدان کاری
4- نوع دوستی
وجدان کاری رفتاری است که نیازمندی های ایجاد شده به وسیله سازمان در محیط کاری فراتر می رود.
نوع دوستی همانطور که ذکر شد کمک به همکاران در انجام وظایفشان است. نوع دوستی و با وجدان بودن به وسیله برخی محققان با هم ترکیب شده اند که به آنها به عنوان رفتار های کمک کننده اشاره می شود. به هر حال این رفتارها بر مبنای تعریف ارگان از تعریف رفتار شهروندی سازمانی طبقه بندی شده اند.
مدل لیویا مارکوزی27
این محقق رفتار شهروندی سازمانی را به دو نوع تقسیم کرده است. (مقیمی ،1384).
1- یاری و کمک مثبت و فعال
2- اجتناب از رفتارهایی که بههمکاران و سازمانلطمهوارد می کند .
مدل بورمن و موتوویدلو
“بورمن” و “موتوویدلو”، به طور خاص برای تبیین عملکرد شهروندی سازمانی مدلی پنج بعدی ارائه می نمایند. (مقیمی،1384).
که این ابعاد عبارتند از:
پشتکار توأم با شور و شوق و تلاش فوق العاده که برای تکمیل فعالیت های کاری موفقیت آمیز ضروری است.
داوطلب شدن برای انجام فعالیت های کاری که به صورت رسمی،بخشی از وظیفه کاری افراد نیست.
مساعدت و همکاری با دیگران
پیروی از مقررات و رویه های سازمانی
پشتیبانی،حمایت و دفاع از اهداف سازمانی
بورمن و موتوویدلو(1993) سه نوع استدلال جهت طبقه بندی رفتار شهروندی سازمانی ارائه نموده اند که به ترتیب عبارتند از: (سبحانی نژاد و همکاران ،1389:35-36)
این گونه رفتارها به اعضای سازمان برای انجام شغل کمک می کنند و در ضمن رفتارهایی نظیر،حمایت،پشتیبانی و وظیفه شناسی نسبت به اهداف سازمانی را نیز برجسته تر می سازند.
رفتار حمایت اجتماعی را به عنوان رفتاری که به سود افراد گروه و سازمان بوده و اهداف رفاهی گروهی را ارتقاء می بخشند،تعریف کرده اند.
سومین منبع عمده برای طبقه بندی رفتار شهروندی سازمانی به مدل اثر بخش تدوین شده برای ارتش
ایالت متحده بر می گردد.این مدل استدلال می کند که اثربخشی سربازان به جای عملکرد موفقیت آمیز سازمانی به عناصری فراتر از رفتار و مهارت های شغلی،بستگی پیدا می کند
مدل فارح و همکاران
فارح و همکارانش در سال 1997 مؤلفه های رفتار شهروندی سازمانی را با توجه به شرایط فرهنگی کشور چین در قالب موارد زیر مورد بررسی قرار دادند: (مقیمی،1384).
آداب اجتماعی
نوع دوستی
وجدان کاری
هماهنگی متقابل شخصی
محافظت از منابع سازمانی
مدل نیلز و کاترین
این دو پژوهشگر سه بعد از ابعاد رفتارشهروندی سازمانی را که با عملکرد سازمانی ارتباط داشتند را برای تحقیق خود انتخاب کردند. این ابعاد شامل کمک به همکاران، وجدان کاری و کمک به مشتریان است. دو بعد اول با تحقیقات قبلی هم خوانی دارند اما بعد سوم بعدی خاص است که محتوای خدماتی دارد و بر ادراک مشتری از خدمات و نتایج سازمانی متمرکز است.
کمک به همکاران: این بعد گویه هایی مانند: کارکنان به همکارانی که حجم کاری آنها زیاد است کمک می کنند. کارکنان در حل مشکلات کاری به همکاران کمک می کنند، را شامل می شود.
وجدان کاری: این بعد شامل گویه هایی مانند: کارکنانی که حتی اگر تحت کنترل هم نباشند قوانین و مقررات را رعایت می کنند و اینکه کارکنان دربارۀ کار خود آگاهی لازم را دارند، را شامل می شود.
کمک به مشتریان: این بعد شامل گویه هایی نظیر کارکنان به مشتریان بیش از آنچه مورد انتظار است کمک می کنند.
مدل اسمیت
اسمیت رفتار شهروندی سازمانی را شامل 5 حیطه:وظیفه شناسی،ادب و مهربانی،نوع دوستی،مردانگی و خوش خوئی تقسیم کرده است: (سبحانی نژاد و همکاران،1389: 28-27).
وجدان کاری:رفتارهایی استکه فرد را در انجام وظایف خود در حدی بالاتر از سطح مورد انتظار هدایت می کند(فرد ناهار خود را در طول کار نمی خورد یا جز در موارد ضروری،کار خود را تعطیل نمی کند).
نزاکت:رفتارهای مؤدبانه ای است که از ایجاد مشکل در محیط کار جلوگیری می کند(فرد تلاش می کند تا از ایجاد مشکل برای همکاران خود اجتناب نموده و پیش از بروز مشکل با آنان مشورت کند).
نوع دوستی:نوعی رفتار یاری دهنده است که توسط فرد به منظور کمک به کارکنان خاص در ارتباط با انجام وظایف و تکالیف سازمانی آنان انجام می شود(به کسانی که کار آنها سنگین است،کمک می کند.یا با میل و رغبت وقت خود را در جهت کمک به کسانی که مشکلات کاری دارند،صرف می کند.)
جوانمردی:رفتار جوانمردانه ای است که از شکوه و شکایت زیاد در محیط کار جلوگیری می کند.(فرد خود را مصروف شکایات از موضوعات جزئی نکرده و هرگز از سازمان عیب جوئی نمی کند).
آداب اجتماعی:رفتاری است که نشان دهنده مشارکت مسئولانه فرد در فعالیت های سازمانی است(فرد خود را با رویدادها ی سازمانی هماهنگ ساخته و یا کارهایی را انجام می دهد که در حیطه وظایف او نیستند اما وجه سازمان را ارتقاء می دهند).با زعم اسمیت رفتار شهروندی سازمانی از مجموع حیطه های فوق حاصل می شود
مدل گراهام
گراهام(1991) طی دیدگاه تئوریک خود که مبتنی بر فلسفه سیاسیو تئوری مدرن علوم سیاسی است،مطرح نمود که سه نوع رفتار شهروندی سازمانی از هم قابل تفکیک است. (سبحانی نژاد و همکاران،1389: 34-33).

1-اطاعت سازمانی
واژه مذکور میل کارکنان به پذیرش و پیروی از قوانین و مقررات و رویه های سازمانی را توصیف می کند و نشان دهنده رفتارهایی می باشد که ضرورت و مطلوبیت آنها شناسایی و در ساختار معقولی از نظام و مقررات پذیرفته شده است.شاخص های اطاعت سازمانی شام
ل رفتارهایی نظیر احترام به قوانین سازمانی،انجام وظایف به طور کامل و انجام مسئولیت ها با توجه به منابع سازمانی می باشند.
2- وفاداری سازمانی
وفاداری سازمانی از وفاداری به خود،سایر افراد،واحدها و بخش های سازمانی متفاوت بوده و بیان کننده نوعی میل کارکنان به فداکاری و قربانی کردن منافع شخصی در راه منافع سازمانی و دفاع از سازمان است.
3-مشارکت سازمانی
واژه مذکور با درگیر بودن در امور سازمانی تجلی می یابدکه از آن جمله می توان به حضور در جلسات،به اشتراک گذاشتن عقاید خود با دیگران و آگاهی از مسائل جاری سازمان اشاره کرد.ون داین،گراهام و داینسچ28 (1994) در پژوهش میدانی نشان داده اند که مشارکت به طور واقعی شامل سه شکل زیر است:
الف- مشارکت اجتماعی29 : مبین درگیری فعال کارکنان در امور سازمانی و مشارکت آنان در فعالیت های اجتماعی سازمانی است.(حضور در جلسات غیر اجباری و محترم شمردن مسائل سازمانی و پا به پای آن حرکت کردن).
ب- مشارکت حمایتی30 : میل کارکنان به بحث و چالش انگیزی پویا جهت بهبود سازمان است و از طریق فعالیت هایی چون پیشنهاد دادن،تشویق دیگران به بیان آزادانه عقاید،ارائه پیشنهادات خلاق به همکاران،تشویق مدیران برای ارتقاء اطلاعات متناسب با دانش روز و تشویق کارکنان برای شرکت در جلسات سازمانی،متجلی می شود.
ج- مشارکت عملی(وظیفه ای)31 :مشارکت کارکنان فراتر از استانداردهای مورد نیاز کاری سازمان را توصیف می کند(قبول داوطلبانه تکالیف اضافی،کارکردن تا دیر وقت برای اتمام پروژه های مهم)
گراهام در دسته بندی فوق از رفتار شهروندی سازمانی معتقد است،این رفتار ها مستقیماٌ تحت تأثیر حقوقی قرار دارند که از طرف سازمان به فرد داده می شود.در چارچوب مذکور حقوق شهروندی سازمانی شامل عدالت استخدامی،عدالت ارزیابی و رسیدگی به شکایات کارکنان است بر این اساس وقتی کارکنان می بینند که دارای حقوق شهروندی سازمانی هستند به احتمال بسیار از خود،رفتار شهروندی از نوع اطاعت را نشان می دهند.
در بعد حقوق اجتماعی سازمانی که در برگیرنده رفتارهای منصفانه با کارکنان نظیر: افزایش حقوق،مزایا و موقعیت های اجتماعی است نیز قضیه به همین صورت می باشد، کارکنان وقتی می بینند دارای حقوق اجتماعی سازمانی هستند به سازمان وفادارتر خواهند شدو رفتار شهروندی سازمانی از نوع وفادارانه از خود بروز می دهند،سرانجام وقتی که کارکنان ببینند حقوق سیاسی آن ها در سازمان احترام گذاشته می شود و به آن ها حق مشارکت و تصمیم گیری در حوزه سیاست گذاری سازمانی داده می شود،باز هم رفتار شهروندی سازمانی از نوع مشارکت جویانه را از خود نشان می دهند.
مدل پودساکف
نتایج بررسی ادبیات نشان می‌دهد که تقریباً سی نوع متفاوت از رفتار شهروندی قابل تفکیک است و تعاریف متعددی از آن به عمل آمده است که البته هم پوشانی های زیادی بین آن‌ها وجود دارد. پودساکف و همکارانش (2000‏) در مطالعات خود هفت بعد مشترک را از این تقسیم ‌بندی‌ها استخراج نموده‌اند که عبارتند از:………)
رفتارها ی کمک کننده32
رادمردی33
وفاداری سازمانی34
اطاعت سازمانی35
ابتکارات فردی36
رفتار مدنی37
توسعه شخصی38

مدل ویلیامز و اندرسون
طبقات دو گانه مدل های اصلی رفتار شهروندی سازمانی که در متون رفتار شهروندی سازمانی شناسایی شده عبارتند از 1) الگوی اول رفتارهایی بی نظیر OCBO39 که در سازمان ها به طور معمول و متداول از آن سود برند(یعنی حفاظت از دارایی های سازمان،ارتقا اطاعت،تبعیت پذیری و وظیفه شناسی). 2)رفتارهای OCBI40 که مستقیماٌ افراد مشخص از آن سود می برند و آن به شکل غیر مستقیم به عنوان ابزاری در جهت کمک به سازمان به کار می رود(یعنی رویکردهای کمک به کارکنان و همکاران جدید،دادن اطلاعات به همکاران) (میرسپاسی،1390).
ویلیامز تعریفی از رفتار شهروندی سازمانی ارائه می دهد که شامل دو بعد ذیل می باشد:
رفتار شهروندی سازمانی معطوف به سازمان(OCBO):شامل رفتارهایی است که مستقیماٌمتوجه سازمان است،مانند ارائه پیشنهاد برای ارتقائ عملکرد سازمان.
رفتار شهروندی سازمانی معطوف به افراد(OCBI): رفتار مثبت اجتماعی است که متوجه افراد یا گروه های خاص درون سازمان است،مانندکمک کردن به همکار(رافضی و همکاران،1391).
اکثر تحقیقات درباره رفتار شهروندی سازمانی را می توان در این دو زیر مجموعه قرار داد. برای مثال رفتار شهروندی بین فردی،کمک به همکاران و مشارکت اجتماعی همگی رفتارهای معطوف به فرد را نشان می دهند در مقابل،هواداری صادقانه،وفاداری،مشارکت،از خودگذشتگی شغلی ون اسکاتر و موتوویدلو،(1996 )،وظیفه شناسی،فضیلت مدنی ارگان(1998)،باروری شخصی و ابتکار فردی مورمن و بلیکلی(1995) بیانگر رفتار شهروندی سازمانی معطوف به سازمان است(رافضی و همکاران،1391).
تمایز بین رفتار شهروندی سازمانی معطوف به فرد و رفتار شهروندی سازمانی معطوف به سازمان معنی دار است،زیرا رفتار شهروندی سازمانی معطوف به فرد بر وجه بین فردی رفتار شهروندی سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی معطوف به سازمان بر وجه غیر شخصی رفتار شهروندی سازمانی تأکید می کند.نظریه و تجربیات پیشین نشان می دهند که کارکنان همه انواع رفتار شهروندی سازمانی را به شکل واحدی انجام نمی دهند.برخی تحقیقات پیشین نیز ارتباط متفاوت رفتار شهروندی سازمانی معطوف به فرد و رفتار شهروندی سازمانی معطوف به سازمان را با پیشایند های نگرشی،سرشتی نظیر شخصیت و انگیزش و ن
یز زمینه ای بررسی کرده اند(رافضی و همکاران،1391).
مدل ارگان
شاید بتوان گفت که معتبرین تقسیم بندی ارائه شده درباره مولفه های رفتارشهروندی سازمانی توسط ارگان ارائه شده است که درتحقیقات زیادی مبنای مطالعه پژوهشگران قرارگرفته است. 41.(Hadizadeh,et al, 2011)
. ابعاد اين مدل عبارتند از:
1- آداب اجتماعی42
2- نوع دوستی43
3-وجدان کاری44
4-جوانمردی45
5-نزاکت
در این مدل اداب اجتماعی ،وجدان کاری و نوع دوستی به عنوان مولفه های کمک کننده فعال و مثبت مطرح هستند.درطرف دیگرجوانمردی و نزاکت مو لفه های جلوگیری کننده(اجتناب از واردشدن خسارت به سازمان)هستند
(Markoczy & Xin, 2004).اين ابعاد به صورت زير تعريف مي شوند؛
آداب اجتماعی:نوعی رفتار سازمانی است که مبین میزان مشارکت فرد در زندگی اجتماعی سازمان است.آداب اجتماعی رفتارهایی از قبیل حضور در فعالیت های فوق برنامه،آن هم در زمانی که نیا زجدی به حضور فرد مذکور نباشد،حمایت از توسعه تغییرات مطرح شده توسط مدیران،تمایل به مطالعه کتاب،مجلات،افزایش اطلاعات عمومی مرتبط با بهبود

 
دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید