دانلود پایان نامه

مشاهده نشد كه دانشآموزان پرسشي بپرسند كه از تفكر برآمده باشد. چون اساساً براي چنين هدفي تربيت نشدهاند و انتظاري براي اين هدف وجود ندارد.

5-2-6-3- مقوله برنامه درسي
برنامه درسي مدارس كاملاً متكي بر محتوا و كتاب درسي است. معلمان هيچ كوششي براي ارائه مسئله يا مطلبي خارج از كتاب درسي ندارند. البته اين موضوع به نظام كلان تربيت نيز ربط پيدا ميكند كه معلمان را در قبال انتقال محتواي درسي به دانشآموزان مسئول مستقيم در نظر گرفته و بيشتر از آن را تحمل نميكند. چنانكه يكي از معلمان در پاسخ به اين پرسش كه چرا معلمان تلاشي براي ارائه بيشتر از آنچه در متن كتاب درسي آمده نميكنند؟ ميگويد: “ما بايد كتابهاي درسي را تا پايان سال تمام كنيم و اگر درگير حاشيه شويم زمان را از دست خواهيم داد … و در مقابل سيستم آموزشي بايد پاسخگو باشيم”. بدين ترتيب درس صرفاً با پوشش سطحي محتوا ارائه ميشود. دروس يادگيرنده را درگير فعاليتها يا پژوهندگي نميكند. بلكه بيشتر انتظار بر اين است كه دانشآموزان بر محتواي كتاب مسلط شوند. اگرچه در درس علوم فرصتهايي پيشبيني شده است كه دانشآموزان را به فعاليت و بحث بيشتر درباره درس فرا ميخواند، اما در عمل اين فرصت براي دانشآموزان فراهم نميشود. تأكيد معلمها بيشتر بر متن اصلي درس است و ساير فعاليتها از جمله دعوت به بحث درباره پرسشهاي مطرح شده از سوي كتاب بيشتر به عنوان يك موضوع حاشيهاي در نظر گرفته ميشود. در اغلب موراد برداشت بسيار سطحي از فعاليتهاي پژوهشگرانه دانشآموزان وجود دارد و معلمها دانشآموزان را براي يافتن پاسخ پرسشها و يا مطالب بيشتر در خصوص محتواي تدريس شده مستقيماً به اينترنت ارجاع ميدهند. دانشآموزان دارند و در برخي كلاسهاي مورد مشاهده معلم. البته شايان ذكر است تغييرات انجام شده در كتابها براي درگير ساختن دانشآموزان در فعاليتهاي بيشتر گاهي نيز به دليل فقدان امكانات مورد نياز براي اين فعاليتهاي پيش بيني شده بيحاصل ميماند. يكي از معلمان اين موضوع را مورد اشاره قرار داده و اعتقاد دارد كه “امكانات مورد نياز با تغييرات اعمال شده در كتابهاي درسي فراهم نشده است”. فعاليت دانشآموزان در اغلب موارد مبتني بر گوش دادن و نوشتن است. آنها با يك روش تجويزي به سازماندهي و ضبط اطلاعات ميپردازند. روشي كه اغلب محدود بر نوشتن و يادداشتبرداري از تمرينها و نوشتههاي معلم يا دانشآموزان ديگر روي تخته است.

5-2-6-4- مقوله ارزيابي
با در نظر داشتن مولفهها و سازهها در ابزار ايكوئيپ، مشاهدات در رابطه با مولفه ارزشيابي نشان ميدهد، شيوه برخورد مدارس و معلمان با اين مولفه در اكثر مواقع در سطح پيش كاوشگري قرار دارد. نقش ارزيابي بيشتر متمركز بر “پاسخهاي از پيش تعيين شده از دانشآموزان است كه نياز اندكي به تبيين يا توجيه دارند”. همچنين “ارزيابيهاي رسمي و غير رسمي، صرفاًً دانش حقايق و مستقيم را اندازهگيري ميكند”. معلم بوسیله حفظ و تکرار یادگیری را تشویق میکند. اگرچه رويكرد ارزشيابيها در آموزش ابتدايي ظاهراً تغيير كرده و بحث ارزشيابي توصيفي جايگزين شيوههاي ارزشيابي كمي شده است، اما در عمل همان شيوه گذشته مورد استفاده قرار ميگيرد. بدين معني كه معلمان ابتدا دانشآموزان را با شيوههاي گذشته ارزشيابي كرده و آنها را تبديل به ارزشيابي توصيفي ميكنند. يكي از معلمان كلاس سوم ابتدايي با اشاره به برگههاي امتحاني كه در دست دارد، از سختي و وقت گير بودن تهيه سوالات آزمون و تصحيح آنها حرف ميزند و در پاسخ به اين پرسش من كه، مگر نبايد از ارزشيابي توصيفي در دوره ابتدايي استفاده كنيد؟ ميگويد:
“درست است، اما به هر حال بايد ملاكي داشته باشيم كه بتوانيم فردا در برابر مدرسه و اولياء در خصوص ارزشيابيهاي ]توصيفي[ انجام شده توضيح دهيم”.
آزمونهايي كه براي ارزشيابي مورد استفاده قرار ميگيرد اغلب از نوع آزمونهاي چند گزينهاي يا صحيح و غلط است كه بر ارزيابي فرايندهايي حفظي متمركز هستند. هدف اصلي اين آزمونها مشخص كردن يادگيريهاي دانشآموزان در سطح يادآوري حقايق محض است. همانگونه كه در نمونه شكل 22 مشاهده ميشود، ماهيت حفظي اين آزمونها كاملاً مشهود است. این تستها میلیونها دانشآموز را در لایههای پایین اندیشه و اغلب در حیطه محتوای دانشی و علمی صرف نگه میدارد، در صورتی که زندگی سرشار از صحنهها (خلخالي، 1381) و موقعيتهايي است كه بايد با تمام وجود تجربه شود.

 

دیدگاهتان را بنویسید