The World’s Technological Capacity to Store, Communicate, and Compute Information, Science, Retrieved February 11, 2011 from
Hipkins, R. (2011). Learning to be a new school: Building a curriculum for new times, Wellington: New Zealand Council for Educational Research.
Hood, William and Concepcion. S. Wilson. (2003). Informetric studies using databases: Opportunities and challenges, Scientometrics, 58(3): 587-608.
Huertas, M.A., Casado, C., Corcoles, C., Mor, E. & Roldan, A.E.G. (2007). Social Networks for Learning: Wikis, Blogs and Tagging in Education, In Szucs A. & Bo I. EDEN (2007) Annual Conference Book of Abstracts, European Distance and ELearning Network.
ISPreveiw. (2014). BT and Alcatel-Lucent Claim Fastest Real World Fibre Optic Speed of 1.4Tbps. Retrieved April 9, 2015 from
Kerr, S. (1996). Technology and the future of schooling, NSSE 1995 Yearbook.
Komoski, K. (2007). 21st Century Teachers as Prosumers in a Bi-literate Knowledge-Driven Global Economy. In R. Carlsen et al. (Eds.), Proceedings of Society for Information Technology & Teacher Education International Conference, (pp. 1303-1311). Chesapeake, VA: AACE.
Kress, G. (2008). Meaning and learning in a world of instability and multiplicity, Studies in Philosophy and Education, 27, 253–266.
Leadbeater, C. (2005). The shape of things to come: Personalised learning through collaboration, Nottingham: The Department for Education and Skills and the National College for School Leadership.
Leadbeater, C. (2011). Rethinking innovation in education: Opening up the debate, Melbourne: Centre for Strategic Innovation.
Lind, M., & Seigerroth, U. (2003). Team-based reconstruction for expanding organisational ability. Journal of Operational Research Society, 54(2), 119-129.
Lloyd, B. (2002). Leadership and knowledge management. Leadership & Organization Development Journal, 23(5), 11.
McQuail, Denis. (2003). New Horizons for Communication Theory in the New Media Age, In: Valdivia, Angharad (ed) N. A Companion to Media Studies, Blackwell Publishing, pp. 40-49.
Meso, P., & Smith, R. (2000). A resource-based view of organizational knowledge management systems. Journal of Knowledge Management, 4(3), 224-234.
Moravec, J. (2008). Knowmads in Society 3.0. Education Futures. Retrieved from
Neufeld, M. Lynne, and Martha Cornog.(1986). Database History: From Dinosaurs to Compact Discs, Journal of the American Society for Information Science, 37(4): 183-190.
Okhuysen, G. A., & Eisenhardt, K. M. (2002). Integrating knowledge in groups: How formal interventions enable flexibility. Organization Science, 13(4), 379-386.
Oliver, R. (2002). The role of ICT in higher education for the 21st century, ICT as a change agent for education .Retrieved
Petit, Christine (2004). Social Movement Networks in Internet Discourse (Presented at the annual meetings of the American Sociological Association, San Francisco, August 17, 2004), (accessed Jan. 10, 2011).
Reed, T. V. (2005). The Art of Protest, Univ ersity of Minnesota Press.
Scardamalia, M., & Bereiter, C. (2003). Knowledge Building, In Encyclopedia of Education, (2nded., pp. 1370-1373). New York: Macmillan Reference, USA.
Schement, Jorge Reina. (2002). Encyclopedia of Communication and Information, New York: Macmillan Reference, Gale group.
Scopus. (2005). Scopus Overview: What is it?
Sparrow, B, J Liu, and D M. Wegner (2011). “Google Effects on Memory: Cognitive Consequences of Having Information at Our Fingertips”, Science, 333.6043, 776-778.
Statistic Brain. (2013). Statistic Brain Google Annual Search Statistics, retrieved from
Synery. (2012). An introduction to WEB 1.0, 2.0, 3.0, 4.0, retrived from synery site online at:
Sysomos. (2014). Inside Twitter: An In-Depth Look Inside the World of Twitter
Tapscott, Don. (2009) Grown Up Digital: How the Net Generation is Changing Your World, New York: McGraw-Hill.
Tenopir, Carol. (1996). WHAT IS NEW WITH UMI? Library Journal, 121(18): 29-30.
The Nielsen Company Smartphones. (2012). Account for Half of All Mobile Phones, Dominate New Phone Purchases in the US, Retrieved from The Nielsen Company website:
Turner, Vernon and et al. (2014). The Digital universe of Opportunities: Rich Data and the Increasing Value of the Internet of Things, Sponsored by: EMC Corporation WHITE PAPER.
Turner, Vernon., Gantz, John F., Reinsel, David., Minton, Stephen. (2014). The Digital Universe of Opportunities: Rich Data and the Increasing Value of the Internet of Things, IDC.
Turoff, M, and S. R. Hilts. (1982). The electronic journal: A progress report, Journal of the American Society for Information Science 33: 195-202.
Vinten, G. (1995). Open versus closed questions – an open issue? Management Decision, 33(4), 27-31.
Wasserman, Herman (2007). “Is a New Worldwide Web Possible? An Explorative Comparison of the Use of ICTs by Two South African Social Movements,” African Studies Review, Volume 50, Number 1 (April 2007).
Williams, M. E. (2000). Highlights of the online database industry and the Internet: 2000, In Proceedings of the 21st annual national online meeting (pp. 1–5). Medford, NJ: Information Today Inc.
Wilson, A. (2010). Knowledge Power: Interdisciplinary Education for a Complex World. Oxford, UK: Routledge.
Wojtasiak, Mark. (2012). The location of data is changing: The storage effect, Seagate Market Research & Competitive Intelligence,
Wurman, R. S. (1997). Information Architects, New York, NY: Graphis Inc.
Wygotsky, L. S. (1978). Mind in Society, Cambridge, MA: Harvard University Press.
Xie, Hong Iris. (2003). supporting ease of use and user control: desired features and structure of Web based online IR systems, Information Processing and Management, 39(6): 899-922.

فصل چهارم:
تبیین طرح برنامه درسی مبتنی بر پرسش محوری

بخش اول: مفروضههای اساسی رویکردهای تربیتی پاسخ محور و پرسشمحور
بخش دوم: اصول رویکرد تربیتی پرسشمحوری
بخش سوم: چهارچوب نظري برنامه درسي مبتني بر رويكرد تربيتي پرسشمحور

بخش اول: مفروضههای اساسی رویکردهای تربیتی پاسخمحور و پرسشمحور

“تربیت پر کردن یک سطل نیست، بلکه بر افروختن یک آتش است” – ویلیام باتلر ییتس

4-1-1- مفروضههای اساسی رویکرد تربیتی پاسخمحور

4-1-1-1- تربیت یعنی انباشتگی مغز
در رویکرد تربیتی پاسخمحور نسبتی مستقیم میان تربیت یافتگی و دانستن بر قرار است. از این دیدگاه تعلیم و تربیتی موفقتر و کارآمدتر است که اطلاعات، معلومات یا پاسخهای بیشتر و متنوعتری را در زمینههای مختلف در اختیار دانشآموزان قرار دهد (مهرمحمدی، 1374). تربیت در این رویکرد به معنی یاد دادن محتوای ارزشمند به دانشآموزان است. چنین نگاهی دانشآموزا
ن را به عنوان انبارهای دانش در نظر میگیرد که لازم است تا حد ممکن پر شوند. فریره (2000) میگوید: در این رویکرد تربیتی، هدف تربیت منطبق ساختن افراد با جهان است. بر این اساس فرد تربیت یافته، فرد انطباق یافته204 با جهان است، چرا که او مناسبت205 بیشتری با جهان دارد. در واقع کار تربیت پر کردن و مناسب ساختن206 افراد برای جهان است. روش تعلیم و تربیت منفعلانهتر ساختن افراد برای دریافت منفعلانه جهان است. اندیشهای که هدف تربیت را انتقال دانش و انباشتن مغز دانشآموزان از اطلاعات هر چه بیشتر میداند مبتنی بر این فرض است که حفظ و احاطه به تمام دانش انسانی امکانپذیر است و به خاطر سپردن این دانشها موفقیت در زندگی را تضمین میکند. در عصری که با انفجار اطلاعات تداعی میشود و دانش تخصصی به سرعت در حال تغییر است بیهوده بودن چنین اندیشهای بسیار آشکار است، زیرا دستیابی به همه دانش انسانی عملاً غیر ممکن بوده و از طرف دیگر اطلاعات در دسترس همگان است. از این رو ترسیم چنین هدفی برای تعلیم و تربیت دور شدن از معنی واقعی تربیت است و خود کارکردی ضد تربیتی دارد. زیرا اقتضای چنین عصری آموزش مهارتهای پایهای تفکر است نه انتقال بستههای دانش و مهارت.

4-1-1-2- دانش به عنوان یک شیء
یکی دیگر از مفروضههای اساسی رویکرد تربیتی پاسخمحور تلقی دانش به عنوان یک شیء عینی و مستقل از یادگیرنده است. معنی استعاری دانش به عنوان شیء آن است که دانش به عنوان یک وجود مستقل در خارج ادراک میشود و تحت تاثیر آگاهی انسانی قرار نمیگیرد. آگاهی انسان نیز به نوبه خود، تحت تاثیر عناصر غیر منطقی مانند احساسات، علایق، محیط اجتماعی، فرهنگی و غیره قرار نمیگیرد. بر اساس این فرض هر واقعیتی صرف نظر از دیگر واقعیتها وجود دارد و ارتباط هر کدام به بقیه تاثیری در ماهیت آنها ندارد، هر یک از آنها منحصراً در خودشان محصور بوده و به عنوان اتمی کاملاً مجزا قابل شناخت هستند (کالینگوود، 1924، ص 232). کالینگوود میگوید: در هر مناسبتی ابژه از سوژه جدا میشود (همان، ص 259) و تفاوتی در دانش به واسطه ابژه آن ایجاد نمیشود (کالینگوود، 1970، ص 44). به عبارتی شناخت تحت تاثیر آنچه شناخته شده است قرار نمیگیرد. بدین ترتیب شناسنده تاثیری در آنچه شناخته میشود ندارد. دانش به عنوان عمل ساده فهم یک واقعیت مستقل است (همان، ص 25). این تصویر از دانش ایستا و منفعلانه است، همه دانش به عنوان دریافت محض و در کنار هم قرار گرفتن صرف ذهن و ابژه آن در نظر گرفته میشود. از نظر اسمیت (1975، ص 23) این یک تلقی ناروا از دانش است، به طوری که این نوع از فهمیدن جنبه فعال، غیر ایستا و پرسشگرانه دانش را به طور کامل نادیده گرفته یا حداقل کم اهمیت جلوه میدهد. چنین نگاهی فرایند دستیابی به دانش را قطعه قطعه میکند و مزایای وحدت و تلفیق دانش را نادیده میگیرد (بنسون، گلاسبرگ و گریفیث، 1998) ایدهای که آموزش و پرورش کلاسیک بر آن استوار شده است. ریشههای چنین نگاهی به دانش را میتوان در معرفتشناسی پوزیتیویستی جستجو کرد. پيش فرضهاي اين معرفتشناسي به شرح زير است:
1. جهان عيني است و مستقل از داننده وجود دارد، 2. بين ذهنيتها و عينيتها تفاوت محسوس و روشني وجود دارد، 3. اعتبار ادعاهاي دانشي به كاربرد حواس در اندازهگيري مبتني بر مشاهده استوار است، 4. تمام علوم به روش يكسان براي كشف جهان استوارند، 5. تا زماني

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید