مطالعه تأثیر سرمایه فکری بر مدیریت سود

قسمتی از متن پایان نامه :

1-2) اظهار مسأله پژوهش

در حسابداری سرمایه فکری، دارایی­هایی هستند که فاقد خاصیت فیزیکی هستند، اما این دارایی­ها، منافع قابل توجهی برای جریان نقدی آتی شرکت­ها دارند. ناتوانی در گزارشگری سرمایه فکری، نشان­دهنده ضعف حسابداری متداول یا سنتی می باشد. البته، ارزشگذاری آنها در معاملات تجاری مشکل بوده و با روش­های موجود به سادگی امکان­پذیر نیست. همچنین هیچ تئوری یا مدل اقتصادی واقعی برای سرمایه­های فکری وجود ندارد. تفاوت و شکاف بین ارزش دفتری و ارزش بازار شرکت­ها و افزایش و شدت این شکاف در دهه­های اخیر بیانگر تأثیر قابل توجه اقلام سرمایه فکری در واحدهای اقتصادی می باشد که در حسابداری مالی متداول گزارش نمی­گردد، زیرا که فراسوی حدود و دامنه شناسایی و اندازه­گیری در حسابداری می باشد و ارزش یا قیمت سهام شرکت به نوعی وابسته به درک و شناخت از آینده می باشد که در حسابداری مالی رایج قابل شناسایی و گزارشگری نمی­باشد. شرکت­ها بدرستی آگاه هستند که سرمایه­های فکری تنها مزیت رقابتی آنها می­باشد. اما گزارشات مالی فاقد اطلاعات مرتبط با منابع سرمایه فکری می­باشد.(روزلندر و فینچام،2001)[1]

مروری بر ادبیات سرمایه فکری مؤید توجه قابل ملاحظه به سنجش، ارزشگذاری و گزارشگری آن می­باشد. شرکت­ها برای بقاء استراتژیکی بایستی مزیت رقابتی را مد نظر قرار دهند و از آنجایی­که بازارها، تولیدات، تکنولوژی، رقبا و مقررات به گونه سریع در جامعه در حال تغییر هستند، بهبود دانش و نوآوری مستمر، آنها را قادر به حفظ مزیت رقابتی پایدار خواهد نمود.(نوناکا، 1995)[2]  از این رو، امروزه مدیران، دانش و توانایی ایجاد و بکارگیری دانش را به عنوان مهمترین منبع مزیت رقابتی پایدار به شمار می­آورند. چراکه دانش به عنوان یک دارایی تلقی شده و کوشش در جهت مدیریت دانش و بکارگیری دارایی­های فکری با موفقیت قابل  ملاحظه­ای در راستای هدایت سازمان­ها همراه بوده می باشد. در عصر حاضر با رشد اقتصاد دانش محور، دارایی­های نامشهود شرکت­ها و سرمایه فکری آنها، کلیدی برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار هستند( تی سی[3]، 2000) و به همین دلیل در نظر داشتن اقلام نامشهود در زمینه­های متعددی مانند اقتصاد، حسابداری و مدیریت استراتژیک به گونه سریعی رشد یافته می باشد. دانش یک مزیت رقابتی می باشد که در استراتژی تجاری سازمان­ها مورد توجه قرار می­گیرد (کرو و روز[4]، 1996) به  گونه­ای که ایجاد دانش موجب نوآوری مستمر و نوآوری مستمر منجر به ایجاد مزیت رقابتی خواهد گردید. (نوناکا،1995) امروزه سازمان­ها به مقصود بهبود عملکرد و اطمینان از موفقیت و پایداری تجاری به ناچار بایستی مدیریت دانش را مورد توجه قرار دهند (سوئیبی[5]، 1997) و این امر مستلزم تقویت و در نظر داشتن پتانسیل­ها و ظرفیت­های منابع انسانی می باشد تا سازمان­ها بتوانند برای دستیابی به مزیت رقابتی از طریق عملکرد و بهبود مستمر، عکس العمل سریع به تغییرات محیط تجاری و شرایط اقتصادی نشان دهند.(مکدونالد،2000)[6].  در حال حاضر در اقتصاد دانش محور به دلیل اهمیت چشمگیر بازده حاصل از سرمایه­های فکری در مقایسه با سرمایه­های مالی در تعیین سودآوری، کوشش در جهت اندازه­گیری این نوع سرمایه­ها در شرکت­ها افزایش یافته می باشد و سنجش ارزش واقعی سرمایه فکری بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته می باشد. به دلیل ناتوانی سیستم­های حسابداری سنتی در برآورد این مهم، شرکت­ها، سرمایه­گذاران و سایر ذینفعان در پی یافتن ابزار مناسبی جهت اندازه­گیری سرمایه فکری و یافتن ارتباط آن با شاخص­های سازمانی می­باشند.

سود مانند مهمترین شاخص­های اندازه­گیری فعالیت­های یک واحد اقتصادی می باشد و اندیشه شناخت رفتار سود حسابداری مقوله­ای می باشد که بر اثر گسترش فنون کمی مدیریت و ضرورت در نظر داشتن نیاز بهره گیری کنندگان صورت­های مالی شکل گرفته می باشد و صرفاً از محدوده اندازه­گیری نتیجه فعالیت­های گذشته فراتر رفته و حسابداری را برای یاری رساندن به تصمیم­گیرندگان توانا­تر ساخته می باشد. (ثقفی و آقایی،1373، ص5) پس علیرغم اینکه تئوری فراگیری در زمینه سودحسابداری وجود ندارد که مورد توافق همگان باشد و حتی با وجود استانداردهای پذیرفته شده حسابداری، گزارشگری سود در اقدام نیز با چالشهایی مواجه می باشد، سودهای گزارش شده همواره به عنوان یکی از معیارهای تصمیم­گیری مالی از اعتبار ویژه­ای برخوردار بوده و تحلیل­گران مالی عموماً سود را به عنوان یک عامل برجسته در مطالعه­­ها و قضاوت­های خود مد نظر قرار داده­اند. لذا در این راستا هر جریانی که سود را به طریقی دستخوش تغییر نماید نیز اهمیت می­یابد، زیرا پیامدهای اقتصادی بر آن مترتب می­گردد و این مسئله بخصوص ممکن می باشد در بازارهای غیرکارای سرمایه از درجه اهمیت بیشتری برخوردار باشد .(ایراندوست، 1379، ص 4) . در علم اقتصادی با فرض منطقی بودن رفتار افراد فرض می­گردد همه افراد به دنبال حداکثر کردن ثروت خود باشند و مدیران نیز از این قاعده مستثنی نخواهند بود. مدیران با در نظر داشتن آزادی اقدام خود، بخصوص در بکارگیری رویه­های حسابداری خواهان آگاهی از چگونگی تأثیر عوامل مذکور مانند رویه­های حسابداری بر روی ثروت خود خواهند بود. تا با بکارگیری آنها در جهت منافع خود ثروت خود را تا حد ممکن افزایش دهند تفکیک مالکیت از مدیریت در شرکت­های سهامی عام این امکان بالقوه را برای مدیران به وجود آورده تا حداقل بخشی از ثروت درون سازمانی را به سمت خود منتقل نمایند. برخورد مدیران در ارتباط با رویه­ها و گزارشگری مالی در قالب مفهوم مدیریت سود اظهار می­گردد .(خانی، 1382، ص6)

مدیریت سود اقدام آگاهانه و کوشش عامدانه­ای می باشد که مدیران به مقصود کاهش نوسان­های دوره­ای سود به آن دست می­زنند. به گونه­ای که سود شرکت عادی به نظر برسد.

طبق نظر هب ورث مدیریت سود عملی سفته آمیز و رندانه می باشد که در محدوده اصول و استانداردهای حسابداری صورت می­گیرد و سودهای مدیریت شده به دو صورت زیر می­باشد:

1) سودهایی که به گونه طبیعی مدیریت شده می باشد.

2) سودهایی که به گونه طبیعی مدیریت نشده می باشد و به عمد مدیریت شده­اند و به دو صورت زیر هستند:

1-2) مدیریت سود واقعی که این نوع مدیریت سود توسط مدیریت صورت می­پذیرد و مدیریت بعضی از رویدادها و وقایع اقتصادی را کنترل می­کند و روی آنها تأثیر می­گذارد.

2-2) مدیریت سود مصنوعی که این نوع مدیریت ناشی از رویداد اقتصادی نمی­باشد، بلکه از اقدام هایی می باشد که به اصطلاح «دستکاری­های حسابداری» نامیده می­گردد و تأثیری بر جریان­های نقدی ندارند.

مدیران به علت های مختلف سود را مدیریت می­کنند یکی از اهداف اصلی در مدیریت سود ایجاد یک جریان با ثبات­تر به مقصود پشتیبانی از سطح سود پرداختی بالاتر می­باشد و جریان سود با ثبات تر می­تواند به عنوان ریسک پایین­تر درک گردد که منجر به قیمت سهام بالاتر و هزینه­های استقراض پایین­تر می­گردد. اهداف دیگر مدیریت سود تمایل مدیریت واحد تجاری برای افزایش قدرت پیش بینی سرمایه­گذاران و کاهش ریسک شرکت می­باشد که به دلیل افزایش ثبات سود و کاهش نوسانات آن سرمایه گذاران می­توانند پیش‌بینی دقیق­تری از سودهای آتی داشته باشند و در نهایت می­توان به ملاحظات هزینه­های سیاسی، مالیات و قراردادهای بدهی تصریح نمود.

پس در صورت نظاره رفتار مدیریت سود در یک محیط اقتصادی یکی از پرسش­های مطرح این می باشد که آیا بین سرمایه فکری و مدیریت سود ارتباط هست؟

[1] Roslender and Fincham, 2001

[2] Nonaka, 1995

[3] Teece, 2000

[4] krgh and Roos, 1996

[5] Sveiby, 1997

[6] Macdonald, 2000

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سئوالات پژوهش:

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

سئوال اصلی پژوهش :

آیا بین سرمایه فکریو مدیریت سود ارتباط معناداری هست؟

سئوالات فرعی پژوهش:

  • آیا بین ضریب سرمایه انسانی و مدیریت سود ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین ضریب سرمایه ارتباطی و مدیریت سود ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین ضریب سرمایه ساختاری و مدیریت سود ارتباط معناداری هست؟

مطالعه تأثیر سرمایه فکری بر مدیریت سود

پایان نامه - تز - رشته حسابداری