چندانی ندارند (بندورا، 1986).

2-2-4-4-3- الگوهای فکری و واکنش های هیجانی
افراد با احساس خودکارآمدی پایین کارها را دشوارتر از حد واقعی برآورد می کنند. این مسأله ترس ایجاد می کند و دید انسان را در مورد بهترین راه حل مسأله محدود می کند. بر عکس افرادی که احساس کارآمدی بالایی دارند، توجه و تلاش خود را به مقتضیات آن موقعیت معطوف می کنند و در مقابل موانع بیشتر تلاش می کنند. علاوه بر این،احساس خودکارآمدی تفکر علی را شکل می دهد. افراد با خودکارآمدی بالا، شکست های خود را به تلاش ناکافی نسبت می دهند، اما افراد با کارآمدی پایین، شکست را به کم بودن توانایی خود نسبت می دهند (بندورا، 1986).
2-3- پژوهش های انجام یافته
2-3-1- اضطراب اجتماعی
زرگر شیرازی و سراج خرمی(1390) در مطالعه خود تحت بررسی رابطه خود اثر بخشی و مقبولیت اجتماعی با اضطراب اجتماعی در دانشجویان به این نتیجه رسیدند که، بین خود اثر بخشی و مقبولیت اجتماعی با اضطراب اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد.
نتايج پژوهش خیر و استوار(1386) نشان داد كه نوجوانان با شرايط اختلال اضطراب اجتماعي بالا نسبت به نوجوانان با شرايط اضطراب اجتماعي پايين ، سوگيري بيشتري در تفسير رويدادهاي اجتماعي منفي نشان مي دهند.
محمدی و سجادی نژاد (1386) در پژوهشي نشان دادند عزت نفس و ترس از ارزيابي منفي به ترتيب بهترين پيش بيني كننده اضطراب اجتماعي بودند، متغير نگراني از تصوير بدني در پيش بيني متغير وابسته سهم معني داري نداشت. از بين دو خرده عامل نگراني از تصوير بدني، عامل نارضايتي از بدن، توانست به طور معني داري، اضطراب اجتماعي را پيش بيني كند. در مجموع، نتايج نشان داد كه متغير عزت نفس بهترين پيش بيني كننده اضطراب اجتماعي در دختران نوجوان است.
نیسی و همکاران (1384) دريافتند كه متغيرهاي عزت نفس، حمايت اجتماعي ادراك شده، سرسختي روان شناختي و اضطراب عمومي با اضطراب اجتماعي رابطه مثبت معني دار دارند.
چندین پژوهش نشان داده افرادی که سطوح بالای اضطراب اجتماعی را گزارش داده اند، ارتباطات اجتماعی محدودی داشته و گرایش زیادی به وابستگی به این روابط نشان می دهند ( برن استین155، 2011 و گرانت156 و همکاران، 2007).
تریو و آلدن157 (2009) نشان دادند که نشخوار مرتبط با اختلال اضطراب اجتماعی با خشم و ابراز بیرونی خشم رابطه دارد.
موسکویچ و هافمن (2007) معتقدند، افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی، توانایی عملکرد اجتماعی شان را در ارتباط با استانداردهای دیگران، کمتر از آنچه که هست برآورد می کنند و عیوب شان را خیلی بزرگ و پیشرفت های عملکردشان را کم اهمیت جلوه می دهند.
نتایج مطالعه هیرش158 و همکاران (2006) نیز نشان داد که آزمودنی های مضطرب اجتماعی در طول موقعیت های اجتماعی ترس آور، افکار منفی بیشتری نسبت به گروه کنترل گزارش کرده بودند و عملکرد اجتماعی خود را پایین تر برآورد کرده بودند.
در مطالعه دیگری هیرش و کلارک (2004) از آزمودنی های مضطرب اجتماعی خواستند دو محاوره با افراد غریبه انجام دهند. در طول محاوره اول از آزمودنی ها خواسته شد این تصویر از خود را کنترل کنند. همان طور که پیش بینی شده بود آزمودنی ها زمانی که تصویر منفی از خودشان در ذهن داشتند اضطراب بیشتر و عملکرد اجتماعی ضعیف تری را گزارش کرده بودند.
ورتيو159 (2003) بیان کرد افرادی که دچار اضطراب اجتماعي هستند داراي ثبات عاطفي كمتر، برانگيختگي و ترس بيشتري مي باشند.
هایزر160 و همکاران (2003) اظهار کردند رابطه مستقیمی بین کمرویی شدید دوران کودکی و اضطراب اجتماعی در زندگی بعد از آن وجود دارد.
مطالعات نشان داده اند که افراد دارای اضطراب اجتماعی بالا، هنگام پیش بینی کردن، عمل کردن و اندیشیدن در مورد برخوردهای اجتماعی، توجه شان را در درون تغییر می دهند و به خود نظارتی ریز می پردازند و خود انگاره شدیدا منفی را تجربه می کنند (هاکمن و همکاران، 2000؛ اسپیور و استوپا، 2002).
مطالعه لایب161 (2000) نشان می دهد، افرادی بیشتر در معرض اضطراب اجتماعی قرار می گیرند که والدین مضطرب و افسرده دارند و تأثیر والدین در سبب شناسی این اختلال تنها محدود به ژنتیک نیست.
2-3-2- اضطراب اجتماعی و صفات شخصیتی
مطالعه قانعیان و رحیمی (1391) نشان داد پیش بینی کنندگی صفت روان رنجور خویی برای تمامی علایم اختلالات روانی SCL-90 وجود داشت.صفاتی مانند باز بودن به تجربه، وجدانی بودن و توافق در مرتبه دوم با قدرت کمتری قادر به پیش بینی برخی اختلالات است.
نتايج به دست آمده از مطالعه رضوی و همکاران (1390) حاكي از آن بود كه بين صفات شخصيتي و اضطراب اجتماعي دانشجويان نابينا ارتباط معني داري وجود دارد و نيز بين صفات شخصيتي و اضطراب اجتماعي در دانشجويان عادي ارتباط معني داري وجود دارد.
نتایج مطالعه نادری و مرادیان(1389) نشان داد که بین ویژگی های شخصیتی و اضطراب جسمانی – اجتماعی دانشجویان دختر با اتخاذ رژیم شناختی – رفتاری رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون نشان داد که تنها ویژگی شخصیتی توافق پذیری و اضطراب جسمانی- اجتماعی پیش بینی کننده اتخاذ رژیم درمانی هستند.
مطالعه حق شناس(1385) نشان داد افرادي كه داراي اضطراب اجتماعي بالا مي باشند در صفت نوروتيسیسم نسبت به افراد عادي نمره بالاتري دريافت مي كنند. افرادي كه در مقياس نوروتيسم داراي نمره بالاتري هستند معمولاً خجالتي و داراي اضطراب اجتماعی در جمع ها
ی بزرگ هستند همچنين افرادي كه در مقياس برون گرايي نمره بالايي بدست مي آورند داراي اضطراب اجتماعي پايين هستند.
یافته های پژوهش حق شناس (1381) نشان داد بیماران مبتلا به اختلال هراس اجتماعی، ویژگی های شخصیتی گروه سوم اختلالات شخصیت بر اساس ملاک های تشخیصی DSM-IV را دارا بوده و بیشتر به نوع اختلال شخصیت اجتنابی از این گروه نزدیک می باشند.
لوینسون و همکاران (2011) در مطالعه خود نشان دادند ویژگی های شخصیتی نقش مهمی را در رابطه بین اضطراب اجتماعی و تفسیر خود نشان می دهد. آن ها نتیجه گرفتند، در نظر گرفتن مداخلات بالینی در رابطه بین تفسیر خود و صفات شخصیتی می تواند در کاهش اضطراب اجتماعی مفید باشد.
گلینسکی و پیج162 (2010) نشان دادند افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی شرکت کننده در یک مطالعه درمانی، سطوح پایین وجدانی بودن و سطوح متوسط باز بودن به تجربه و سازگاری را در پرسشنامه تجدید نظر شده NEO گزارش کردند.
اسپین هاون163 و همکاران (2009) رابطه مثبت و معنی داری بین صفت روان رنجور خویی با اختلالات افسردگی و اختلالات اضطرابی گزارش نموده اند.
بینون164 و همکاران (2004) دریافتند که بین اضطراب اجتماعی با اعتماد کم، جنبه ای از سازگاری، خودکارآمدی پایین و جنبه هایی از وجدانی بودن رابطه دارد.
در تحقيق كاشدان و هربرت (2003) ارتباط بين مقياس روان رنجورخویی و اضطراب اجتماعی تأييد شد. به نظرمي رسد كه افراد مضطرب نسبت به افراد عادي درمقياس هاي باز بودن و توافق داراي نمراتي پايين تر و در مقياس وجداني بودن شبيه افراد عادي باشند.
مارتین استودیر و همکاران (2001) در مطالعه خود بیان کردند که، هراس اجتماعی و اختلال شخصیت اجتنابی از جنبه های مختلف یک طیف اضطراب اجتماعی را منعکس می کنند.
بروکز165 و همکاران (1989) یک ارتباط معنی دار میان ویژگی های شخصیتی وابسته و اجتنابی با احتمال ابتلاء به اختلال هراس را گزارش کردند.
2-3-3- اضطراب اجتماعی و ابعاد کمال گرایی
قاسمی پور و بزازیان (1392) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که بين هريك از ابعاد كمال گرايي و اضطراب اجتماعي دانش آموزان تیزهوش رابطه معنی داري وجود دارد. آن ها یافتند بين زير مقياس هاي ترس، اجتناب، ناراحتي فيزيولوژي و نمره كل اضطراب اجتماعی با ابعاد نگرانی زیاد در مورد اشتباهات (CM)، تردید در مورد فعالیت ها (D)، انتقاد والدینی (PC) و نمره کل کمال گرایی رابطه معنی داری وجود دارد. و ابعاد انتقاد والدینی(PC)، تردید در مورد فعالیت ها (DA)، نگرانی زیاد در مورد اشتباهات (CM)، انتظارات والدینی (PE) و بعد سازمان دهی(O)، میزان اضطراب اجتماعی دانش آموزان را تبیین می کند.
عبدخدايي و همکاران(1390) نشان دادند كه بين ابعاد كمال گرايي با اضطراب پنهان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد، يعني هر چه ميزان كمال گرايي افزايش يابد ميزان اضطراب پنهان نيز افزايش مي يابد و در مقايسه مولفه هاي كمال گرايي،كمال گرايي جامعه مدار پيش بيني كننده معني داري براي اضطراب پنهان دانشجويان مي باشد.
نیکویی (1390) در خصوص تفاوت کمال گرایی مثبت و منفی در بین افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی و گروه گواه، به این نتیجه رسید که افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی نسبت به جمعیت غیر بالینی، بیشتر واجد خصیصه کمال گرایی منفی هستند؛ در حالی که خصیصه کمال گرایی مثبت نیز، در گروه گواه بیشتر می باشد. بنابراین، کمال گرایی مثبت کارکردی مثبت و در جهت افزایش سازگاری فرد با محیط اجتماعی داراست و کمال گرایی منفی نقشی مخرب در سلامت و بهداشت روانی برعهده می گیرد.
بشارت و همکاران(1389) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که ابعاد کمال گرایی والدین، ویژگی های مربوط به فرزند پروری آن ها را تحت تأثیر قرار می دهد.
بيطرف و همکاران (1389)، در پژوهشي نشان دادند كه هراس اجتماعي با سبك والدگري مستبدانه و با دو بعد از كمال گرايي شامل نگراني درباره اشتباه ها و شك درباره اعمال همبستگي مثبت دارد، در حالي كه با سبك والدگري مقتدرانه و بعد انتظارهاي والدينی ( از ابعاد كمال گرايي فراست) همبستگي منفي معني دار نشان داده است.
نتایج پژوهش علیزاده صحرایی و همکاران (1388) نشان داد، بین باورهای غیر منطقی و کمال گرایی منفی رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. همچنین بین کمال گرایی مثبت با خرده مقیاس های باورهای غیر منطقی شامل نیاز به تأیید دیگران، واکنش به ناکامی، بی مسئولیتی عاطفی و اجتناب از مشکلات، رابطه منفی معنی دار وجود داشت. بین تمایل به سرزنش و کمال گرایی مثبت نیز، رابطه مثبت معنی دار به دست آمد.
در مطالعه ديگري( صابونچي و همكارانش1999؛به نقل از برادران،1384) در مقايسه يك گروه از افراد با اضطراب اجتماعي و يك گروه از افراد با اختلال وحشت زدگي همراه با اگورافوبيا دريافتند كه افراد مضطرب اجتماعي در زير مقياس هاي نگراني زياد در مورد اشتباهات و ترديد در مورد فعاليت ها نمره بالاتري به دست آوردند.
مطالعه لوینسون و همکاران (2015) نشان داد افراد مضطرب اجتماعی به علت داشتن استانداردهای پایین، عدم اعتماد به نفس را منعکس می کنند و این استانداردهای پایین در ترکیب با کمال گرایی ناسازگارانه و نگرانی در مورد ارزیابی دیگران، اضطراب اجتماعی را افزایش می دهد.
یافته های پژوهشی نشان داد تلاش های کمال گرایانه با عملکرد بالاتر در زمینه های مختلف تحصیلی در مدرسه و دانشگاه، در مسابقات موسیقی، در آزمون های استعداد، و آزمون های آزمایشگاهی، و عملک
رد ورزشی بالاتر در آموزش و مسابقات، رابطه دارد (استوبر166، 2012).
تحقیقی نشان داد ترکیبی از کمال گرایی جامعه مدار پایین و کمال گرایی خودمحور بالا بیشتر منجر به اختلال می شود( گادریو و ورنر فیلون167، 2012).
برخی مطالعات نشان می دهد کمال گرایی ناشی از انتقاد از خود و اضطراب اجتماعی به شدت با ثبات هستند و انتقاد از خود در طول زمان اضطراب اجتماعی افراد را افزایش می دهد ( گروس168 و همکاران،2012؛ مک گرات و همکاران 169،2012).
نتایج پژوهش اُکانر170 و همکاران (2010) ، امکان پیش بینی اضطراب نوجوانی و بزرگسالی را بر اساس عقاید کمال گرایانه نادرست همراه همراه با مشکلات روانشناختی متعدد در کودکی و بزرگسالی فراهم کردند.
در پژوهش جاستر و همکاران (1996)، افراد مبتلا به هراس اجتماعی نمره بالاتری در اندازه گیری کمال گرایی نسبت به گروه گواه

 
دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید