دانلود پایان نامه

اند. آن ها بر خلاف فروید و کسانی که از سنت روان کاوی پیروی می کردند، توانمندی ها و امتیازات انسان را بررسی کردند و رفتار انسان را در بهترین (نه بدترین حالت) مورد کاوش قرار دادند.روانشناسان انسان گرا تصور می کردند که روانشناسان رفتاری در نگرش خود تنگ نظر و بی ثمر هستند. زیرا نیروهای هشیار و ناهشیار را انکار کرده و صرفا روی مشاهده عینی رفتار آشکار تمرکز می کنند. اما روانشناسی از نوعی که بر پاسخ های شرطی به محرک ها استوار است، انسان ها را اندکی بیش از آدم واره های ماشینی توصیف می کند که به صورت از پیش تعیین شده به رویدادها واکنش نشان می دهند. روانشناسان انسان گرا با این دیدگاه به مخالفت پرداختند و معتقد بودند که انسان ها موش های سفید بزرگ یا کامپیوترهای کند نیستند. رفتار انسان به قدر پیچیده است که نمی توان آن را با روش های رفتاری توجیه کرد.
نظریه های انسان گرایان بر توانمندی ها و آرزوهای انسان و اراده آزاد هشیار، و تحقق یافتن استعدادهای او تأکید می کنند. آن ها برداشتی دلپذیر و خوش بینانه از ماهیت انسان ارائه می دهند و انسان ها را به صورت موجودات فعال و خلاقی توصیف می کنند که در حال رشد و خودشکوفایی74 هستند.
افرادی مانند آبراهام مزلو75 و کارل راجرز76 از نظریه پردازان این رویکرد هستند (شولتز، 1389).
2-2-2-2-6- رویکرد تحلیل عوامل
در ابتدای سده بیستم زیگموند فروید بر تجارب پنج سال اول عمر انسان به عنوان پایه گذار ویژگی های شخصیتی پس از آن تأکید دارد در حالی که پیشگامان نظریه شخصیتی وجود گرا و انسان گرا خلاف این فکر می کنند. این فرایند با انقلاب سومی در حوزه شخصیت شناسی روبرو شد. در واقه نظریه عاملی شخصیت بر اهمیت تأثیر فرایند رشد، شرایط متفاوت محیطی در توسعه و رشد ویژگی های فردی و انگیزش و نیازهای روزمره برای بروز ویژگی های شخصیتی تأکید دارد. به نظر می رسد که بهترین رویکرد در ارزیابی شخصیت بررسی وضعیت کنونی فرد است. پس از آن به کارگیری دیدگاهی هوشمندانه است که وضعیت کنونی شخصیتی ناشی از فرایند رشد فردی را با نیازهای کنونی در زمینه از به هم تنیدن ویژگی ها می توان تعداد بی شماری از انواع شخصیت را ارائه کرد. به هر صورت در روانشناسی امروزه دیدگاه های نه چندان متعدد اما متفاوتی از شخصیت وجود دارد. یکی از رویکردهایی که نزد اهل فن از مقبولیت نسبی برخوردار است، نظریه عاملی شخصیت است (شایق، 1387).
در گذار تاریخی گسترش این رویکرد به شخصیت، عوامل زیر ساخت شخصیت را صفت77 یا نشانه نامیده اند، که این صفات، پایه های اصلی شخصیت انسان را تشکیل می دهند و تلاش می کنند که رفتار شخص را با اندازه گیری صفات پیش بینی نمایند. روش علمی انتخاب و اندازه گیری تعداد محدودی از این صفات، تحلیل عاملی است (خسروی، 1384).
تاریخچه نظریه های عاملی به کارهای پژوهشی و بالینی گوردن آلپورت (1967-1897) باز می گردد. او بر این باور بود که ویژگی های شخصیتی، بنیادی ترین واحد های شخصیت هستند که بر پایه ویژگی های سیستم عصبی مرکزی استوارند. این ویژگی قواعدی را برای برخورد فرد با محیط پیرامون او تعیین می کنند که از موقعیتی به موقعیت دیگر تغییر چندانی ندارد. اگرچه کتاب شخصیت آلپورت که به سال (1937) منتشر شد نخستین کار در زمینه عامل شناسی شخصیت است اما کار هانس جی آیزنک (1997-1916) که برگرفته از پژوهش های فیزیولوژیست روسی پاولف بود، بعدها شهرت و محبوبیت بیشتری یافت.
آیزنک از روش تحلیل عوامل برای نشان دادن ویژگی های شخصیتی استفاده کرد. روش تحلیل عوامل بر ضرایب همبستگی بین نشانه های زیرساخت یک عامل، با آن عامل مبتنی است. از سوی دیگر ضرایب همبستگی بین نشانه ها نیز در این محاسبه مورد نظر قرار می گیرد به نقل از ماسپی، 1391).
2-2-2-3- طرح پنج عاملی شخصیت
نظریه پنج عاملی شخصیت که به پنج عامل بزرگ نیز معروف است از سوی دو روان شناس ساکن ایالات متحده به نام کاستا78 و مک کری79 در اواخر دهه 80 میلادی ارائه شد و در اوایل دهه 90 مورد ارزیابی مجدد قرار گرفت.زیر بنای این نظریه در درجه اول کارهای آیزنک بود (شایق،1387).
پنج عامل اصلی یا بزرگ عبارتند از نوروتیسیزم یا روان رنجور خویی، برون گرایی، باز بودن به تجربه، مسئولیت پذیری و توافق.این عوامل مجموعه ای از صفات سازش یافته هستند که می توانند هم به فرد و هم به گروه جهت رسیدن به نیازهای اساسی شان کمک نمایند (گروسی فرشی، صوفیانی، 1386).
مدل پنج عاملی، طبقه بندی جامع از صفات شخصیت است که گرایش به نشان دادن الگوهای منسجم از افکار، احساسات و تمایلات است هرچند که در اصل در ایالات متحده آمریکا شناسایی شده، به نظر می رسد مدل برای توصیف ساختار شخصیتی و در طیف گسترده ای از فرهنگ ها، به کار می رود (گوسلینگ80،2003، بهنقل از ماسپی).
از نظر بلوک (1995) عوامل روان رنجور خویی و برون گرایی از تحلیل های کتل گرفته شده و عامل باز بودن به تجربه از تحلیل کاستا و مک کری و عوامل مسئولیت پذیری و توافق از تحلیل واژگان موجود در زبان انگلیسی به دست آمده اند.بر خلاف نظریه آیزنک عوامل پیشنهادی کاستا و مک کری به طور مستقیم با مفاهیم اختلالات روان پزشکی و جنبه های زیستی شخصیت مرتبط نیستند (ماسپی، 1391).
آزمون شخصیتی نئو یکی از آزمون های جامعی است که پنج جنبه یا محدوده اصلی شخصیت و ویژگی های مرتبط با این جنبه ها را می سنجد.این پنج جنبه یا محدوده اصلی که در پنج شاخص آزمون مورد بررسی قرار می گیرند، امکان بررسی جامعی از شخصیت
افراد بالغ را فراهم می سازد.این آزمون در سال (1985) از سوی کاستا و مک کری ارائه شد.آزمون شخصیت نئو، در برگیرنده یک الگوی فرضی است که از نتیجه جمع بندی پژوهش ها، با روش تحلیل عوامل بر روی ساختار شخصیت به دست آمده است.شاخص های این آزمون از گسترش و پالایش ترکیبی از منطق کلامی و روش های تحلیل عامل به دست آمده و یافته ها نزدیک به 15 سال مورد پژوهش های گسترده هم بر نمونه های بالینی و هم نمونه هایی از افراد بالغ بهنجار قرارگرفته اند.آزمون 240 سوالی نئو وسیله ای برای ارزیابی ویژگی های شخصیتی بهنجار است که توانسته کاربردهای مناسبی در موقعیت های کلینیکی، بالینی و پژوهشی از خود نشان دهد (شایق، 1387). چنان چه که قبلا گفته شد این آزمون دارای پنج عامل یا شاخص اصلی است، در ادامه پنج عامل شرح داده می شود.
2-2-2-3-1- روان رنجور خویی (N)
از جمله ابعاد گسترده شخصیت، وضعیت سازگاری، ثبات عاطفی فرد، ناسازگاری و عصبیت یا روان نژندی است. اگرچه متخصصان امور بالینی، بسیاری از انواع ناراحتی های هیجانی از ترس اجتماعی،افسردگی تهییجی (نوعی از افسردگی که توأم با بی قراری است) تا کینه توزی را تفکیک کرده اند، اما بسیاری از مطالعات در این زمینه جنبه های مورد بحث دیگری را نیز نشان داده اند. داشتن احساسات منفی همچون ترس، غم، برانگیختگی، خشم، احساس گناه، احساس کلافگی دائمی و فراگیر مبنای مقیاس روان رنجور خویی را تشکیل می دهند. از آنجا که هیجان مخرب در سازگاری فرد و محیط تأثیر دارند، در زن و مردی که دارای نمرات بالا در N باشند،احتمال بیشتری وجود دارد که دارای باورهای غیر منطقی باشند، قدرت کمتری در کنترل تکانه ها داشته باشند و درجه های انطباق ضعیف تری با دیگران و شرایط فشار روانی را نشان دهد.
همانگونه که از نامش پیداست، بیمارانی که معمولا گرفتار حالت نوروتیک یا عصبیت می شوند، معمولا در شاخص N نمره بیشتری می گیرند. با این حال، شاخص N در آزمون نئو همانند دیگر شاخص های این آزمون، جنبه های شخصیت بهنجار را می سنجد. افراد دارای نمره بالا در این شاخص ممکن است در خطر ابتلا به برخی از اختلالات روانپزشکی باشند. باید توجه داشت که نمره های N نشان دهنده آسیب شناسی روانی نیستند. ممکن است در مواردی نمره های بالایی در این شاخص به دست آید، بدون اینکه اختلال روان پزشکی در فرد تشخیص داده شود. از سوی دیگر باید در نظر داشت که همه مواردی که دارای تشخیص روان پزشکی هستند، ضرورتا نمره بالایی در این شاخص ندارند. به طور کلی، افرادی که نمره های پایینی در شاخص روان رنجور خویی به دست می آورند، از نظر عاطفی افراد باثباتی به شمار می روند. این افراد معمولا آرام، دارای خلقی یکنواخت و راحت بوده و به آسانی می توانند بدون برآشفتگی و مشکل رفتاری با موقعیت های بغرنج و فشار روانی روبه رو شوند (توماس81، 2012).
2-2-2-3-2- برون گرایی (E)
همان طور که می دانیم، برون گراها افراد اجتماعی هستند، اما اجتماعی بودن فقط یکی از ویژگی های این افراد در شاخص برون گرایی آزمون نئو هست.افزون بر دوست دار دیگران بودن و تمایل به شرکت در اجتماعات و میهمانی ها، این افراد در عمل قاطع، فعال و حراف یا اهل گفتگو هستند. این افراد هیجان و تحرک را دوست دارند و برآنند که به موفقیت در آینده امیدوار باشند. مقیاس های شاخص E نشان دهنده علاقه افراد به توسعه صنعت و کار خود است. در برابر برون گرایان که به روشنی قابل توصیف اند، درون گرایان را به آسانی نمی توان تعریف کرد. در برخی از جنبه ها، درون گرایی را می توان به نبود ویژگی های برون گرایی توصیف کرد.درون گرایان افرادی محافظه کارند، اما نه اینکه دوست داشتنی نباشند، مستقلند، نه اینکه در جمع شاخص باشند، و تک رو هستند، اما تنبل و کند نیستند. درون گرایان معمولا خجالتی و در جایی که ترجیح بدهند، تنها هستند. این نکته بدان معنی نسیت که آن ها دارای اضطراب اجتماعی هستند. سرانجام اینکه هر چند درون گرایان به سر خوشی و فعالی برون گرایان نیستند، اما افراد ناخشنودی نیز نیستند.یکی از ویژگی های برجسته این افراد کنجکاوی است. این افراد علاقه زیادی به پژوهش دارند. این یافته در پژوهش های مرتبط با طرح پنج عاملی شخصیت نشان داده شده است (مک کری و کاستا، 1987 ؛به نقل از حق شناس، 1390).
2-2-2-3-3- مسئولیت پذیری یا وجدانی بودن (C)
دو ویژگی عمده توانایی کنترل تکانه ها و تمایلات و به کارگیری طرح و برنامه در رفتار، برای رسیدن به اهداف مورد بررسی در شاخص C آزمون نئو قرار می گیرند.
فرد وجدانی دارای هدف و خواست های قوی و از پیش تعیین شده است. باید توجه کرد که افراد انگشت شماری در جهان می توانند موسیقی دان برجسته یا قهرمان ورزشی شوند، بدون اینکه چنین ویژگی داشته باشند. در جنبه های مثبت این شاخص، افراد دارای نمره های بالا در زمینه های حرفه ای و دانشگاهی، افراد موفقی هستند و در جنبه های منفی،نمره بالا همواره با ویژگی ایراد گیری های کسل کننده، وسواس اجباری به پاکیزگی و یا فشار فوق العاده به خود در امور کاری و حرفه ای دیده می شود.
افراد دارای نمره بالا در C افرادی دقیق و وسواسی، وقت شناس و قابل اعتماد هستند.افراد دارای نمره های پایین را نباید افرادی فاقد پایبندی به اصول اخلاقی دانست، بلکه این افراد معمولا دقت کافی را برای انجام کارها از خود نشان نمی دهند، همچنین، در جهت رسیدن به اهداف خود نیز چندان مصر و پیگیر نیستند (مک کری و همکاران، 1986؛ به نقل از حق شناس، 1390).
2-2-2-3-4- باز بودن به تجربه (O) به عنوان یکی از ابعاد اصلی شخصیت، باز بودن به تجربه ها بسیار کمتر از روان رنجور خویی و برون گرایی در نزد اهل فن، شناخته شده است. عناصر تشکیل دهنده باز بودن ( تصورات فعال82، حساسیت به زیبایی83، توجه به تجربه های عاطفی درونی84، و داوری مستقل85) اغلب در نظریه ها و ارزیابی شخصیت نقش قابل توجهی را بازی کرده اند و اغلب وحدت این ویژگی ها در یک شاخص مورد نظر قرار گرفته است.
افراد “باز” انسان هایی هستند که در باروری تجربه های درونی و دنیای پیرامون کنجکاو بوده و زندگی آن ها سرشار از تجربه است. این افراد طالب لذت بردن از نظریه های جدید و ارزش های غیر متعارف هستند و در مقایسه با افراد “بسته” احساسات مثبت و منفی فراوانی دارند.
معمولا شاخص O ارتباط مثبتی با هوش دارد و افراد دارای تحصیلات بالاتر نمره بیشتری در این مقیاس می آورند. باز بودن بیشتر

 

دیدگاهتان را بنویسید