دانلود پایان نامه

روان رنجوری و آسیب شناسی های کلی مرتبط بود، بعد سالم و کارآمد کمال گرایی با بردباری، نظم و وجدان در ارتباط بود. بر مبنای این نتایج استامف و پارکر نتیجه گرفتند که تمایلات کمال گرایانه سالم – ناسالم دو قطب مقابل یک پیوستار نیستند بلکه بیشتر دو بعد مختلف و متعامد98 هستند و هر کدام ممکن است دو قطب داشته باشد که عبارتند از کمال گرایی سالم بالا در مقابل پایین و کمال گرایی ناسالم بالا در مقابل پایین.
2-2-3-2-4- ابعاد سه گانه کمال گرایی
هويت و فلت(1991)كمال گرايي را به عنوان سازه اي چند بعدي در نظر گرفته اند كه شامل ابعاد كمال گرايي خويشتن مدار99(وضع استانداردهاي بالا و غيرواقع بينانه براي خود)،كمال گرايي جامعه مدار100(باور فرد مبني بر اينكه ديگران از فرد،انتظار كامل بودن دارند و او بايد انتظارات آنان را برآورده سازد) و كمال گرايي ديگر مدار101(داشتن استانداردهاي بالا و غيرواقع بينانه در مورد ديگران) است.
کمال گرایی خویشتن مدار:
یک مولفه انگیزشی است که شامل کوشش های فرد برای دست یابی به خویشتن کامل می باشد. در این بعد، افراد دارای انگیزه قوی برای کمال، معیارهای بالای غیر واقعی، کوشش اجباری و دارای تفکر همه یا هیچ در رابطه با نتایج به شکل موفقیت های تام و یا شکست های تام می باشند. این افراد دارای حد بسیار بالای خود تحمیلی بوده و به افراط موشکاف و انتقادگر هستند به گونه ای که می توانند عیب ها و اشتباهات خود را در جنبه های مختلف زندگی بپذیرند.
کمال گرایی جامعه مدار:
این بعد از ابعاد میان فردی دیگران ساخته شده است. عقیده ای است که دیگران انتظارات اغراق آمیز و غیر واقعی را بر شخص اعمال می کنند که هرچند برآوردن آن ها دشوار است ولی شخص باید به این استانداردها دست یابد تا مورد تأیید و پذیرش دیگران قرار گیرد. چون این معیارهای افراطی از طرف دیگران به عنوان معیارهای تحمیل شده بیرونی تجربه می شوند، این احساس در فرد به وجود می آید که کنترل نشدنی است و به احساس شکست، اضطراب، خشم درماندگی و نا امیدی می انجامند و به تفکرات خود کشی و افسردگی مربوط می شوند.
کمال گرایی دیگر مدار:
بعد مهم دیگر کمال گرایی دربردارنده عقاید و انتظارات درباره شایستگی های دیگران است. کمال گرایی دیگر مدار یک بعد میان فردی است، که دربرگیرنده گرایش به داشتن معیارهای کمال گرایانه برای اشخاص است که برای فرد اهمیت بسیار دارند. از آنجایی که کمال گرایی دیگر مدار با بی اعتمادی و احساس دشمنی نسبت به دیگران همراه است، این بعد کمال گرایی ممکن است به روابط میان شخصی دشوار بینجامد.
2-2-3-2-5- ابعاد شش گانه کمال گرایی
فراست و همکاران (1990) شش بعد را که گمان می رود در کل کمال گرایی سهم داشته باشند نام می برند. این ابعاد عبارتند از:
1- نگرانی درباره اشتباهها (CM)102: نسبت به اشتباه واکنش منفی نشان دادن و مساوی پنداشتن اشتباه با شکست.
2- تردید درباره اعمال (DA)103: تردید در مورد کیفیت اعمال خود.
3- استانداردهای شخصی (PS) 104: وضع استانداردهای بسیار بالایی که به آسانی قابل دستیابی نیستند و ارزیابی این استانداردها به همراه نقد خود.
4- انتظارات والدین (PE) 105: ادراک اینکه والدین شخص انتظارات بالایی دارند.
5- انتقاد والدین (PC) 106: ادراک اینکه والدین شخص بسیار انتقادکننده هستند.
6- سازمان (ORG) 107: تاکید زیاد بر اهمیت سازمان و ترتیب.
2-2-3-2-6- جمع بندی
استوئبر و اتو (2006) معتقدند امروزه بعد از گذشت سی سال از تقسیم بندی هماچک (1978)، شواهد زیادی مبنی بر وجود دو نوع پایه ای کمال گرایی وجود دارد؛ به بیان دیگر شواهد نشان داده اند که کمال گرایی الزاما خصیصه ای منفی نبوده بلکه می تواند مثبت هم باشد. محققان دو رویکرد اساسا متفاوت را در زمینه کمال گرایی دنبال کرده اند که عبارتند از رویکرد ابعادی و رویکرد با مبنای گروهی. در رویکرد ابعادی، رویه های کمال گرایی برای ایجاد دو بعد مستقل کمال گرایی ترکیب شده اندکه کوشش های کمال گرایانه و نگرانی های کمال گرایانه نام دارند. بعد اول با ویژگی های مثبت و بعد دوم با ویژگی های منفی رابطه دارد. در رویکرد با مبنای گروهی، رویه های کمال گرایی برای ایجاد دو گروه از کمال گرایان ترکیب شده اند. این دو بعد را کمال گرایی سالم و ناسالم می نامند. در اینجا هم بعد اول با ویژگی های مثبت و بعد دوم با ویژگی های منفی رابطه دارد.
استوئبر و اتو (2006) معتقدند بر خلاف مفهوم سازی متنوع و دو رویکرد پایه ای متفاوتی که وجود دارد، بین دیدگاه های نظریه پردازان مختلف در مورد اینکه کدام دو رویه اصلی دو شکل کمال گرایی را تعریف می کند، توافق قابل توجهی وجود دارد. این رویه برای بعد کوشش های کمال گرایانه مثبت، شامل مجموعه معیارهای سطح بالای عملکردی و کمال گرایی خود مدار است و برای بعد نگرانی های کمال گرایی منفی، نگرانی افراطی در مورد اشتباهات، شک و تردید در مورد عملکرد، کمال گرایی جامعه مدار و انتظارات سطح بالا را در نظر می گیرد.

2-2-3-3- دیدگاه های نظری مربوط به کمال گرایی
سازه کمال گرایی به ویژه مورد توجه نظریه پردازان رویکرد روانکاوی قرار داشته است.به همین دلیل نخست سه دیدگاه نظریه پرداز معروف این رویکرد،یعنی فروید،هورنای،آدلر مورد بحث قرار می گیرد و سپس دیدگاه روانشناسان معروف نظیر راجرز، الیس و بندورا بیان خواهد شد.
2-2-3-3-1- نظریه فروید
فروید کمال گرایی را به کنش وری فرامن افراط گر نسبت داد.از آن پ
س بر ماهیت درون روانی این سازه شخصیتی،به منزله تمایل پایدار فرد به وضع استانداردهای کامل و دست نیافتنی و تلاش برای تحقق آن ها تاکید شده است(برنز108،1980؛به نقل از بشارت،1383).اساس مشاهدات فروید درباره نظریه «فرامن» به این ترتیب است: برخی روان رنجورها پایبند قوانین اختلاقی و دینی شدید هستند،بدین معنی که محرک اصلی در زندگی آن ها خوشبختی نیست،بلکه تکامل و برتری یافتن است.زندگی آن ها را یک سلسله «حتماًها و بایدها»تشکیل می دهد.آن ها باید در هر کاری به حدکمال برسند و به بهترین گونه آن را انجام دهند وگرنه خشنود نخواهند شد.شخصی با این ویژگی ها باید به هیچ وجه در داوری اشتباه نکند یا اینکه شوهر یا زن یا دختر و یا پسر ایده آل باشد و خلاصه اینکه او را آدمی بی عیب و نقص بپندارند.این گونه افراد تصادف و اتفاقاتی که آن ها را به هیچ وجه نمی توانند کنترل کنند،باور ندارند،زیرا آن ها احساس می کنند که باید بتوانند همه عوامل،حتی اضطراب را کنترل کنند و در زندگی هیچ گاه نباید اشتباه نمایند.بر اساس نظریه غریزه،فروید فرض کرد:یک محرک قوی مانند نیاز روان رنجور به کامل بودن،حتما باید غریزی باشد.به عقیده وی این محرک مجموعه ای از تمایلات خودشیفتگی و خودآزاری و غریزه مرگ است.معمولا پندار بر این است که محدودیت هایی که اشخاص برای خود قائل می شوند،نتیجه قوانین و قواعد اخلاقی موجود در محیط است،ولی به عقیده فروید قوانین و رسوم اخلاقی نتیجه تمایلات دگر آزاری بشر است و این محدودیت ها به جای اینکه فرد دگرآزار را متوجه محیط کند او را متوجه خود می نماید،ودر نتیجه به جای آزار و تهمت و تنفر نسبت به دیگران ،نسبت به خود آزار و تهمت و تنفر روا می دارد.فروید دو دلیل برای اثبات این نظریه عرضه می کند.یکی اینکه اشخاص گرفتار به نیاز مبرم کامل بودن،خود را بیچاره می کنند،بدین معنی که توقعات از خود را به اندازه ای زیاد می کنند که زیر سنگینی آن از پا در می آیند.دوم اینکه به نظر فروید هرچه فرد تمایلات ستیزه جویی خود نسبت به دیگران را بیشتر کنترل کند،همان اندازه نسبت به خود و ایده آل های خود سخت گیر و ستیزه گر می شود.به نظر فروید کوشش برای کامل بودن و به کمال رسیدن معمولا سطحی و دروغین است و کسی که هدف تکامل اخلاقی افراطی دارد با خود و دیگران صادق نیست(خسروی و علیزاده صحرایی،1388).
2-2-3-3-2- نظریه هورنای
هورنای معتقد بود ما همگی،بهنجار و روان رنجور،تصویری از خودمان می سازیم که ممکن است بر مبنای واقعیت باشد یا نباشد.در اشخاص بهنجار خودانگاره براساس ارزیابی واقع بینانه از توانایی ها،استعدادها،ضعف ها،هدف ها و روابط با دیگران قرار دارد.اما افراد روان رنجور،خودانگاره خویش را بر پایه ارزیابی های غیرواقع بینانه از قوت ها و ضعف های شخصی دارند و این خودانگاره براساس خیال باطل،یعنی آرمان دست نیافتنی کمال مطلق قرار دارد.اشخاص روان رنجور در تلاش برای تحقق بخشیدن به این آرمان دست نیافتنی،به آنچه هورنای آن را استبداد بایدها109 نامید می پردازند.«خود آرمانی» که معلول یک سلسله جریانات ناسالم عصبی بوده،از این پس خود عامل و مبدأ ناراحتی عصبی می شود و انرژی ای که باید صرف «خود واقعی» شود،اکنون برای رسیدن به خود آرمانی به هدر می رود.بنابراین،فرد برای بدست آوردن بزرگی باید صفاتی را در خودش بپروراند و روش هایی را به کار گیرد که در شأن خود آرمانی باشد.نخستین صفتی که خود به خود در او به وجود می آید،این است که مجبور می شود خود را در هر زمینه ای و از هر نظر کامل و بی عیب و نقص گرداند،چون خود آرمانی کامل و بی عیب و نقص است.دومین صفتی که در شخص به وجود می آید و وسیله ای برای بدست آوردن بزرگی می شود،عطش یا گرایش شدید به جاه طلبی است.این گرایش در شخص روان رنجور در هر زمینه ای به وجود می آید، ولی عملا بیشتر در زمینه هایی دیده می شود که بنا به موقعیت و سن،نوع جاه طلبی ها دگرگون می شود،مثلا در مدرسه کودک نیاز دارد همیشه نمراتش عالی و ممتاز باشد،بعدها در امور قهرمانی می خواهد برتر باشد و زمانی دیگر در امور سیاسی و… .جاه طلبی شخص روان رنجور معمولا متوجه امروز است که به انسان احساس قدرت یا آبرو می دهد.سومین صفت،گرایش شدید به برتری،پیروزی و غلبه انتقام جویانه و کینه توزانه نسبت به دیگران است.هر سه صفت برای بزرگی در شخص به وجود می آید و هر سه صفت دارای دو مشخصه می باشند،یکی اجباری بودن آن هاست،دیگری نقشی است که تخیل و تصور در آن بازی می کند(هورنای،1950؛به نقل از مهرابی زاده هنرمند و وردی،1382).هورنای یاد آور می شود برتری طلب ها برای پنهان کردن نقص های خود به راه حل های خاصی دست می یازند.او این راه حل ها را به سه نوع متفاوت تقسیم کرد: خودشیفتگی110،کمال گرایی، خودبینی انتقام جویانه111(خسروی و علیزاده صحرایی،1388).
2-2-3-3-3- نظریه آدلر
آدلر در سال 1937 ابتدا از «گرایش به قدرت» به عنوان نشانه ای از تلاش های فرد برای سازگار شدن با احساس درماندگی حاصل از تجارب کودکی سخن می راند،این تلاش تدریجا به تاکید برتری جویی تبدیل شد.از نظر او تلاش برای برتری به معنی تلاش برای بهتر بودن از دیگران نیست،در ضمن این مفهوم گرایش خودپسندانه یا سلطه جویانه یا نظر اغراق آمیز درباره توانایی ها و دستاوردهای ما نیست.منظور آدلر انگیزه ای برای کمال بود.واژه کمال از کلمه لاتین به معنای کامل بودن گرفته شده است.نظر آدلر این بود که ما برای برتری تلاش می کنیم تا خود را کامل کنیم و خود را بصورت کامل و یکپارچه در آوریم.ای
ن هدف فطری از نظر آدلر به سمت کامل بودن و یکپارچگی و به سمت آینده گرایش دارد.درباره تلاش برای برتری دو نکته وجود دارد.اولا این تلاش به جای اینکه تنش را کاهش دهد آن را افزایش می دهد.تلاش برای کمال به مصرف انرژی و به خرج دادن تلاش نیاز دارد.ثانیا،تلاش برای برتری به وسیله فرد و جامعه هردو آشکار می شود و افراد و جامعه هر دو ارتباط و وابستگی متقابل دارند.از نظر آدلر،انسان ها دائما برای این هدف خیالی و آرمانی تلاش می کنند.از دید او تلاش برای دست یابی به کمال در شکل روان رنجور می تواند با گرایش به قدرت و کنترل دیگران خودنمایی کند،ولی در شکل بهنجار می تواند به گونه نیروی محرکه ای برای تلاش و کوشش به سوی اتحاد و کمال باشد(شولتز و شولتز،1389).
2-2-3-3-4- نظریه راجرز
راجرز معتقد بود تمامی آدم ها یک نیروی انگیزشی اساسی دارند که گرایش به شکوفایی است.وی گرایش به شکوفا شدن را به این صورت

 

دیدگاهتان را بنویسید