بود.
و نتيجه‌ي آن پيروزي درخشان جمهوري خواهان بود. افراطي بودن کنوانسيون به واسطه‌ي تقدم ژاکوبن‌ها چه در جبهه‌ي راست و چه در جبهه‌ي چپ آشکار بود.
ژيروندن‌ها بيشتر مدافع شهرستان‌ها بودند، آن‌ها از شدت عمل سپتامبر متأسف بودند و مي‌خواستند در قانون گذاري انقلابي دوره‌ي آرامش به وجود آيد.
در طرح قانون اساسي برنامه‌ي سياسي ايشان توسط کندورسه، پيامبر پيشرفت بشر، تکميل شده بود.
طرح کندروسه واجد پيشنهادي دائر بر عدم مرکزيت به ميزان زياد بود. طبق آن طرح قوه‌ي مقننه و قوه‌ي مجريه مستقل از يکديگر بودند و جداگانه انتخاب مي‌شدند. بر خلاف ژيروندن ها، رهبران کوهستان با دولت مرکزي قهاري موافق بودند. اينان طرفدار مداخله‌ي دخالت در امور اقتصادي بودند. بزرگترين رهبر آن‌ها ماگزيملين روبسپير (1758-1794) بود. اين وکيل دعاوي جوان سياستمدار متعصبي بود که مايل به تحقق قرارداد اجتماعي روسو در جامعه بود. او دموکراسي را عاليترين بيان فضيلت بشري مي‌دانست و اذعان مي‌داشت که اراده‌ي عموم خواستار حکومت جمهوري فضيلت است.
البته در عمل معتقد بود که اگر فرانسويان به دلخواه حاضر به پذيرش اين فضيلت نباشند بايد به زور آن‌ها را وادار کرد.
روبسپير و حکومت جمهوري فضيلت پيروز شدند.
کنوانسيون در 21 سپتامبر، کار‌هاي خود را با حکم الغاي سلطنت آغاز کرد.
21 سپتامبر، سال آزادي و سال اول جمهوري به عنوان عصر جديدي مطرح گشت. روز قبل فرانسوي ها، اولين پيروزي خود را در برابر مداخله گران در والمي به دست آورده بودند.
ژاکوبن‌ها با آرزوي اتحاد همه‌ي نيرو‌هاي ميهن پرست دست دوستي به ژيروندن‌ها دراز کردند اما اين تقاضا رد شد و حملات ژيروندن‌ها به روبسپير افزايش يافت.
در 10 اکتبر 1792 برسيو و ساير ژيروندن‌ها از باشگاه ژاکوبن‌ها اخراج شدند. اختلاف آن‌ها بالا گرفت به ويژه بر سر سرنوشت شاه؛ ژاکوبن‌ها اعدامش را مي‌طلبيدند و ژيروندن‌ها آشکار و نهان از او دفاع مي‌کردند.
پادشاه سابق فرانسه به پشت ميز محاکمه نشست و با اکثريت آراء محکوم به مرگ شد و در 21 ژانويه 1793 با گيوتين اعدام شد.
اکنون کشور بايد همه‌ي نيرو‌هاي خود را براي جنگ مهيا کند.
“در فوريه 1793 کنوانسيون به بريتانيا، اسپانيا و هلند و چند دولت ايتاليايي و آلماني که به ائتلاف ضد فرانسه پيوسته بودند اعلان جنگ داد.”(برينتون،100)
در ماه آوريل با خيانت دوموريه ارتش فرانسه ابتکار عمل را از دست داده بود و دشمن ابتکار عمل را به دست گرفته بود در داخل هم فرانسه در برابر بيکاري و ترقي قيمت‌ها و کمبود غذا مواجه بود.
“پيش آمدها بزودي ژيروندن‌ها را نابود کرد. در فوريه 1793 کنوانسيون طرح قانون اساسي کندورسه را رد کرد. در ماه مارس ارتش تحت فرماندهي دوموريه که از سرداران ژيروندن بود با چندين شکست روبرو شد، و در ماه آوريل دوموريه ارتش فرانسه را رها کرد و به دشمن پيوست. خيانت دوموريه عاملي عمده در تسريع سقوط ژيروند بود. (سوبول،1370،44)
روز دوم ژوئن 1793 بخش‌هاي ژاکوبن پاريس به کنوانسيون حمله بردند و کنوانسيون را وادار کردند که 29 نماينده‌ي ژيروندن را توقيف کند. شورش خلق پيروز شد و قدرت به دست ژاکوبن‌ها افتاد.” (دالين و ديگران،2/44)
4-6 حکومت وحشت (ژوئن 1793 – ژوئيه 1794)
روبسپير ايجاد ديكتاتوري در اين هنگام در فرانسه را با اين دلايل الزامي ميداند: “براي آنكه بتوانيم دمكراسي را برقرار و كنيم، و به منظور پديد آوردن سلطة مسالمت آميز قوانين مشروطيت نخست بايد جنگ آزادي را بر ضد ظلم به پايان رسانيم… بايد دشمنان جمهوري را در داخل و خارج نابود كنيم… اگر فضيلت، اساس حكومت دموكراسي در زمان صلح باشد، در اين صورت در وقت انقلاب حكومت دموكراسي بايد بر فضيلت و وحشت تكيه كند…”
کنوانسيون موظفا به قانون اساسي دموکراسي که توسط مونتانيار‌ها تهيه شده بود رأي داد و به موجب آن به تمامي مرد‌ها حق رأي داد و به مجلس مقنن واحدي بدون امکانات حفظ تعادل و بررسي که ژيروندن‌ها قبلا در نظر گرفته بودند، اختيارات عالي اعطاء کرد.
حکومت واقعي وحشت در دست کميته‌ي دوازده نفري سلامت عامه بود، که از روبسپير و ساير نمايندگان سر سخت مونتانيار‌ها تشکيل شده بود. اين کميته تا حد زيادي از اختيارات مستقل بهره مند بود.(برينتون،100)
پرونده حکومت وحشت شامل قربانيان اهل وانده و 20 هزار فرانسوي بود که به حد کافي نوشته‌هاي روسو را نمي فهميدند. اهالي وانده که شديدا کاتوليک بودند در مغرب فرانسه بر ضد مساعي حکومت جمهوري براي سرباز گيري طغيان کرده بودند.
ژاکوبن‌ها فرماني صادر کردند در 23 اوت 1793 مبني بر اين که تا موقعي که دشمن از خاک جمهوري بيرون رانده شده باشد تمامي فرانسويان دائما براي خدمت در ارتش احضار شده‌اند.
تا اواخر سال 1793، نيرو‌هاي جمهوري لشگريان بيگانه را از خاک فرانسه بيرون رانده بودند. اعتبار اين تغيير ناگهاني وضع در ميدان جنگ فقط مخصوص ژاکوبن‌ها نبود، پيروزي‌هاي نظامي جمهوري بيشتر نتيجه ضعف اتحادي بود که عليه فرانسه بسته شده بود. البته حرارت مجاهدانه‌ي ژاکوبن‌ها که ارتش فرانسه را مصمم مي‌ساخت بي تأثير نبود.
در بعد اقتصادي حکومت وحشت قوانين حداکثر را وضع کرد و به موجب آن براي قيمتها و کارمزد‌ها 50 در صد بيش از نرخ کار در سال 1790 تعيين گرديد و قيمت‌ها 33 درصد نسبت به سال 1790 ترقي کرد. دولت کالا‌هاي کمياب را سهم بندي نمود.
در اوائل سال 1794، کنوانسيون “قوانين وانتوز” را كه نام يكي از ماههاي انقلابي بود، وضع کرد. بقاياي اموال و املاک مهاجران و مخالفان جمهوري به نفع فرانسويان بي زمين ضبط گرديد.
حکومت وحشت انقلابي ترين جنبه‌ي خود را در اصلاحات فرهنگي و اجتماعي شديد نمودار ساخت. روبسپير اعلام کرد که : “ما، در کشور خود مي‌خواهيم تمام فضائل و معجزات جمهوري را جانشين تمام نقائص و خرابي‌هاي سلطنت کنيم.”(همان،102)
تمامي جمهوري فضيلت از لحاظ آرمان هائي که داشت زياده از حد کلي و از حيث عمل خشن بود. و از اين جهت نتوانست از حمايت عامه برخوردار بماند. روبسپير از مردم ميخواست در حد فوق بشري نسبت به وظايف خود علاقه نشان دهند، و نسبت به خونريزيهائي كه روزانه انجام ميگرفت بي تفاوت باشند، در نيمه‌ي اول سال 1794، روبسپير فشار حکومت وحشت را به منتهي درجه رساند، هيچكس اطميناني نداشت كه قرباني بعدي نباشد. روز نهم ترميدور در سال دوم 27 ژوئيه 1794، که روبسپير ميخواست در کنوانسيون نطق کند فرياد‌هاي “مرده باد ظالم” نمايندگان صداي او را خفه کرد. کنوانسيون فرمان توقيف روبسپير را صادر کرد، و روز بعد آن متعصب بزرگ آزادي و برابري و فضيلت به زير گيوتين رفت.
حکومت وحشت خاتمه پذيرفت و رهبران ترميدور كه خود غالباً ژاكوبنهاي سابق بودند حكومت وحشت را از ميان برداشتند.
مع الوصف، اعاده‌ي وضع عادي زحماتي نيز همرا داشت. در جنوب و مشرق فرانسه دسته‌هاي ضد انقلابي (وحشت سفيد) که دست کمي از ايادي وحشت نداشتند بسياري را کشتند. قيمت برخي از اغذيه که مشمول قانون “حداکثر” نمي شد به صد برابر سال 1790 ترقي کرد. اسکناس تنزل کرد.
عکس العمل ماه ترميدور با تصويب قانون اساسي 1795 كه آخرين قانون كنواسيون بود خاتمه پذيرفت. رهبران ترميدور ميخواستند هم جمهوري را حفظ كنند و هم سلطه طبقات ثروتمند را تضمين نمايند بنابراين در قانون اساسي 1795 حق رأي دادن از مردم فقير سلب شده و داوطلبي مقامات دولتي مستلزم داشتن مقدار متنابهي دارائي گرديده بود.
قانون اساسي 1795، سومين کوشش شديد انقلاب براي ايجاد حکومت پا بر جايي در فرانسه بود.
اعمال حکومت وحشت
جنگ: روز 23 اوت 1793 کنواسيون فرماني صادر کرد که در آن اعتقادات ملي و دموکراسي ژاکوبن‌ها خلاصه شده بود:
“‌.. جوانان به ميدان جنگ خواهند رفت ، مردان متاهل به ساختن اسلحه و حمل مهمات خواهند پرداخت. زنان چادر و لباس خواهند ساخت و در بيمارستانها خدمت خواهند کرد ،‌… “(برينتون ، 101)
سربازان به خاطر آرمانها‌ي ملي مي‌جنگيدند ، نوعي وطن پرستي عملي در فرالنسه جاري بود‌. در دو سال 1793 و 1794 فرانسه به خاطر آزادي و برابري مي‌جنگيد.
قربانيان : تمامي مخالفان از دم گيوتين گذشتند. تمامي آن کساني که هنوز اعتقادات سلطنت طلبي داشتند يا با تمامي توان به جمهوري خدمت نمي کردند.
از ماري آنتوانت تا تمامي فرانسوياني که اعتقادي به‌انديشه‌هاي روسو نداشتند.
کميته‌ي امنيت عمومي دشمنان مظنون جمهوري را به دادگاه انقلابي تسليم مي‌کرد.
اقتصاد :
قانون “حداکثر ” وضع شد‌. به موجب آن براي قيمت‌ها و کار مزدها 50 درصد بيش از نرخ کار در سال 1790 تعيين گرديد و قيمت‌ها 33 در صد نسبت به سال 1790 ترقي کرد‌. کالاها سهميه بندي شد.
در اوائل سال 1794 کنوانسيون “قوانين وانتوز” را وضع کرد.
اين قوانين ضبط بقاياي املاک و اموال مهاجران و ساير مخالفان جمهوري را مجاز مي‌دانست و آن را بين ساير فرانسويان تقسيم مي‌کرد.
“انقلاب ما را به جائي هدايت مي‌کند اکه اين اصل را رسما بشناسيم که هر که دشمن کشور خود شناخته شده است نمي تواند مالک باشد‌. ” ( از مقاله سن ژوست در لومونيتورا) (همان ، 102)
فرهنگ
اصلاحات فرهنگي و اجتماعي شديد انجام پذيرفت‌. تمامي مظاهر رژيم قديم چه در لباس و هنر‌ها و چه در تفريحات و تقويم و مذهب برداشته شد.
در تئاتر‌ها شاهکار‌هاي با تکريم از قهرمانان رومي به نمايش در آمد‌. لباسهاي فاخر و تنگ جاي خود را به شلوارهاي گشاد و افتاده‌ي دهقانان و کارگران داد. همه چيز به زمان روم بر مي‌گشت ، چه هنرها چه زيور‌ها و حتي نوشته‌ها و اسباب و اثاثيه‌هاي جديد.
روز 22 سپتامبر 1792 يا نخستين روز جمهوري ، روز اول سال اول شناخته شد و اعداد رومي براي نشان دادن سالها به کار گرفته شد.
پايان حکومت وحشت
اقدامات روبسپير و پيروان وي در نيمه اول سال 1794 به منتهي درجه رسيد‌.
هيچکس از مکانيزم وحشت در امان نبود و تضميني براي آنکه قرباني بعدي يکي از اعضاء کميته‌ي سلامت عامله و امنيت عمومي باشد وجود نداشت‌.
رفته رفته اعضاء وحشت زده کوهستان به بقاياي “جلکه ” پيوستند تا روبسپر را از حمايت کنوانسيون محروم سازند.
روز 27 ژوئيه 1794 نمايندگان با صداي “مرده باد ظالم ” مانع نطق روبسپير در کنوانسيون شدند. کنوانسيون فرمان توقيف او را صادر کرد ، و روز بعد وي به زير گيوتين رفت.
کار دادگاه انقلابي پايان يافت‌. نمايندگاني که براي بازرسي شهرستانها رفته بودند بازگشتند و مجددا مطبوعات و تئاتر‌ها آزاد شدند.
عکس العمل ماه ترميدوي با تصويب قانون اساسي 1795 خاتمه پذيرفت.
حق راي دادن از مردم فقير طبق اين قانون سلب شد و داوطلب مقامات دولتي ملتزم داشتن مقدار متنابهي دارائي گرديد. انفکاک قوا گنجانده شد و از نظرات منتسکيو تبعيت گرديد، و به جاي اشراف نسبي ، اشراف مالي مورد احترام قرار گرفت.
دو مجلس مقنن طبق اين قانون در نظر گرفته شد ؛ يکي مجلس شوراي پانصد نفره ، و ديگري شوراي بزرگان. اعضاء مجلس شوري لا اقل سي ساله و اعضاء مجلس بزرگان لا اقل چهل ساله بودند.
“قانون اساسي سال سوم با شوراي پانصد نفره و شوراي بزرگان با 250 عضو کار خود را آغاز کرد.
اين شورا هر سال تجديد مي‌شد‌. قوه‌ي مجريه به يک هيأت مديره‌ي پنج نفري و چند وزير تفويض شد. هر سال يکي از اعضاي هيات مديره به وسيله قرعه کشي از کار بر کنار مي‌شد. ” (غفاري فرد ،326 )
شورا مديران را قبل از آنکه دوره‌ي خدمت ايشان به پايان برسد اخراج مي‌کردند ؛ و مديران نمي گذاردند اعضاء شوراي که انتخاب شده بودند به مجلس بروند اين عدم ثبات سياسي ديرکتوار را به عجز آورده بود.
هيات مديره از 27 اکتبر تا 19 نوامبر 1799 به مدت چهار سال بر سر کار بود‌. اين

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید