دانشگاه آزاد ا
7-4 سياست جهاني آلمان تا پايان دوران بيسمارک 160
7-5 بحران بلغارستان 165
7-6 سياست‌‌هاي داخلي آلمان تا 1890 168
7-7 پايان دوره‌ي بيسمارک 170
فصل هشتم
تحولات فلسفي غرب در قرن نوزدهم
فصل نهم
انديشمندان تأثير گذار بر رويدادهاي آلمان و فرانسه در قرن نوزدهم
9-1 ايمانوئل کانت 191
9-2 يوهان گوتفريدفن هردر 194
9-3 فيخته 196
9-4هگل 201
آثار سياسي هگل 210
9-5 اگوست کنت 214
9-6 نيچه 216
نتيجه گيري 239
کتابنامه 262
چيکده
رويدادهاي تاريخي در هر مقطع زماني در بستري از انديشه ها ونگرش هاي حاکم بر ساختارهاي عقيدتي و فکري جوامع رخ مي دهند.بدون ترديد آنچه يک ملت را به سمت اهداف سياستمدارانش متمايل مي سازد تنها در سايه ابزار هاي قدرت حاکمان و دولت ها امکان پذير نمي باشد بلکه تفکرات و انديشه هاي برگرفته شده از روشنفکران و نظريه پردازان وتزريق اين اهداف وآمال به بدنه ي فرهيخته ي جامعه وسپس اقشار عادي مردم در اين امر تأثير بسزايي داشته و خواهد داشت. اگر چه اين امر در بسياري از مواردآنچنان با گذشت زمان در ملل نهادينه مي گرد که در نگاه نخست قابل تشخيص نمي باشد.
از اينرو براي بررسي دقيق تر و تحليل کاربردي تر تحولات سياسي کشور ها ناگزير هستيم نگاهي به درون مايه هاي فکري و فلسفي حاکم بر آن سده و حتي به سده هاي پيشين نمود.
به همين دليل در اين پژوهش تلاش شده است تا ضمن بررسي جريان هاي فلسفي حاکم بر قرن نوزدهم، تأثير اين نظام هاي فکري را بر عملکرد سياسي دو کشور فرانسه و آلمان به عنوان بازيگران اصلي صحنه ي سياست در قرن نوزدهم ارزيابي نمود و تأثير اين تحولات فکري را بر شکل گيري رويداد هاي تاريخي اين دوران به تصوير کشاند.روش مورد استفاده در اين پژوهش مطالعه ي کتابخانه اي بوده است وتا حد امکان از تمامي منابع و کتاب هاي ارزشمند در اين راستا بهره برده شده است.
واژگان کليدي
رايش دوم نيچه هگل
فيخته بيسمارک
مقدمه
در جهان امروز، تاثير‌انديشهها و قالبهاي فکري بر شکلگيري رويدادهاي سياسي امري بديهي محسوب ميشود.
نظامهاي فکري که حاصل تغيير در بينش و بصيرت‌انديشمندان در يک دورهي زماني ميباشند، بر سياستهاي ملي و اهداف و رويکردهاي جهاني تاثيرگذار خواهند بود.
واضحترين مثال در اين رابطه را ميتوان”ايجاد تحولي بنيادين در الگوهاي فکري حاکم بر جهان در اثر دو رويداد وحدت آلمان در سال 1871 توسط بيسمارک و سپس در 1991 توسط کهل مطرح کرد که اين تغيير در الگوهاي فکري جهاني سبب بروز جنگهاي جهاني اول و دوم گشت.”1
از سوي ديگر بررسي قالب‌هاي فکري حاکم بر اعصار و دورانها تأملات پژوهشگر را براي الگوسازي حوادث و رويدادها بسيار ساده مينمايد. از اينرو نگارنده رسالهي خويش را با عنوان تاثير‌انديشههاي فلسفي و سياسي بر رويدادهاي دو کشور فرانسه و آلمان در قرن نوزدهم انتخاب نموده است.
توجه به اين نکته ضروري است که‌انديشههاي به بار نشسته در يک قرن در سده‌هاي پيشين تولد يافته و در قرنهاي بعدي اثرات پايدار آنها مشخص شده است و امکان تفکيک کامل آنها در يک زمان واحد ميسر نيست.
از اين رو نگارنده در مواردي انديشه‌هاي قرن هجدهم را که تاثيرگذار بر رويدادهاي قرن نوزدهم هم بودهاند، مطرح کرده است.
قرن هيجدهم‌انديشههاي رشد و ترقي در زمينههاي ثروت، تمدن و سازمان اجتماعي و تکنولوژي روبه افزايش است.
فيلسوفان و‌انديشمندان سياسي عمدتاً نمايندگان جامعهي بورژوازي هستند و به حقانيت نظراتشان دربارهي امکانات نامحدود ثروت و قدرت ايمان دارند.
از سوي ديگر هنرمندان و نويسندگان رمانتيک آمادهي مقابله با مدافعان آثار کلاسيک ميباشند.
دولتها در اين ميان بيشتر درصدد متوقف ساختن آرمانهاي انقلاب فرانسه هستند. هر چند که اين امر تا حدودي ناممکن جلوه مي‌نمايد. ناپلئون به عنوان “ابرمرد” مورد ستايش نيچه روح مليت را در ميان آلمانيهاي که فاقد وحدت هستند بر ميانگيزد و هگل قالب فکري وحدت آلمان را در کنار ساير هم مسلکانش پايه گذاري ميکند و اين گونه وحدت آلمان و به دنبال آن رقابتهاي سياسي قرن نوزدهم شکل ميگيرد.
قرن نوزدهم و‌انديشه‌هاي راديکالي فيلسوفان آن همراه با سياستهاي زمامداران اروپا بستري را مهيا ساخت که جرقه‌هاي آن در نيمه اول قرن بيستم، جريانهاي فکري و اقتصادي چون “ليبراليسم”2، “سوسياليسم3″،”امپرياليسم4″و”ميليتاريسم5” را به دنبال داشت و از نظر سياسي نيز دو جنگ ويرانگر جهاني را پديد آورد.
نگارندهي رساله براي اينکه تصوير روشني از تاثير‌انديشههاي سياسي و فلسفي بر حوادث قرن نوزدهم در دو کشور فرانسه و آلمان ارائه دهد، لازم ديده تا چشم‌اندازي گذرا از تاريخ فرانسه و همچنين آلمان ارائه نمايد و تا خواننده با پيش درآمدي منطقي به مطالعهي فصل‌هاي بعدي اقدام کند.
محتواي اين رساله شامل هشت فصل ميباشد، که نگارنده آهنگ بحث ها را به ترتيب عناوين زير به رشتهي تحرير در آورده است.
در فصل اول تصويري از چهارچوب تحقيق با محوريت بيان مسئله دربارهي ابعاد مختلف رويدادهاي سياسي آلمان و فرانسه به قرن نوزدهم همراه با تاثيرگذاري‌انديشههاي فلسفي و سياسي بر اين حوادث مورد بررسي قرار گرفته است.
ضمناً روش تحقيق و نحوهي پژوهش، روش جمعآوري اطلاعات و محدوديتهاي موجود در مسير تحقيق توضيح داده شده است.
در فصل دوم مختصري از تاريخچهي فرانسه تا 1648.م ارائه شده است، زيرا نگارنده معتقد است در سلسله مراتب بحث براي تفهيم بهتر مطالب نياز به پيوند کلمات با گذشته فرانسه است.
در فصل سوم نگاهي گذرا به تاريخ آلمان تا 1648.م انجام گرفته است. تا با فصل دوم ارتباط منطقي برقرار گردد. از سوي ديگر تاريخ آلمان همسو با تاريخ فرانسه به صورت مختصر مورد بررسي قرار گيرد.
در فصل چهارم اين فصل با عصر لوئي چهاردهم آغاز ميگردد تا زمينههاي بروز انقلاب فرانسه به صورت تحليل درست بر سير حوادث صورت پذيرد. سپس رخدادهاي انقلاب فرانسه تا کنگرهي وين به ترتيب منطقي بررسي ميگردد. از آنجايي که انقلاب فرانسه و عصر ناپلئون از عوامل بسيار تاثيرگذار بر‌انديشههاي قرن نوزدهم بوده است. نگاه گذرا به آن ادامهي تحقيق را دچار مشکل ميسازد از اين رو جداي از حوادث حاشيهاي، هستهاي اصلي شکلگيري حوادث اين دوران تا کنگرهي وين کاملاً مطرح گشته است.
در فصل پنجم سياست آلمان از شکلگيري حکومت پروس تا رايش دوم مطرح شده است. اين دوران بيشتر مديون ظهور شخصت بيسمارک در صحنهي سياسي پروس است. تکوين شخصيت بيسمارک و رسيدن او به مقام صدارت در اين فصل مورد ارزيابي قرار گرفته است.
در فصل ششم تاسيس امپراتوري آلمان( رايش دوم) مورد بحث و تحليل قرار گرفته‌اند‌. در محتواي فصل به نقش برجستهي بيسمارک در انقلاب لهستان که بسياري از موازنههاي قدرت را دچار آشوب کرد اشاره شده، در ضمن به جنگهاي سهگانه او عليه دانمارک، اتريش و فرانسه پرداخته شده و عواقب جنگها و هموار شدن مسير وحدت آلمان تا شکلگيري رايش دوم اشاره گرديده است.
در فصل هفتم به سياست بيسمارک مبني بر حفظ وحدت از طريق اتحاد با کشورهاي ديگر، و تقويت اقتدار آلمان اشاره شده است و به صورت مبسوط سياستهاي جهاني و داخلي آلمان تا پايان عصر بيسمارک مطرح گرديده است.
در فصل هشتم تحولات فلسفي غرب در قرن نوزدهم مورد بررسي قرار گرفته است. و نگرش‌ها و قالب‌هاي فکري حاکم بر اين دوران که عمدتاً بر رويدادهاي سياسي فرانسه و آلمان تأثيرگذار بوده‌اند مطرح شده است.
در فصل نهم فلاسفهي تاثيرگذار و نقش آفرين و‌انديشه‌هاي کاربردي آنان مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. به دليل کثرت فلاسفه و‌انديشمندان قرن نوزدهم تنها آن عده که بيشترين تاثير را در نوگرايي‌انديشه‌ها يا تحکيم سياستها داشتهاند مطرح شده‌اند و لاجرم از ذکر نام ساير‌انديشمنداني که اشتراک نظر با بقيه داشتهاند و يا حوزهي تاثيرگذاري آنان بر موضوع مورد بحث در اين رساله زياد نبوده است چشم پوشي شده است.
پس از پايان فصل نهم نگارنده به نتيجه‌گيري درباره‌ي بحث‌هاي رساله اقدام کرده است و جريان انديشه ها ونقش تفکرات فلسفي و سياسي را بر رويدادهاي کشور فرانسه و آلمان در قرن نوزدهم به صورت فشرده تحليل نموده است.
مريم فردي
فصل اول
چهارچوب تحقيق و بررسي و نقد منابع
1-1 بيان مسئله
در اين رساله تاثير‌انديشههاي سياسي قرن نوزدهم بر روابط آلمان و فرانسه مورد بحث قرار گرفته است که در محتواي بحث به‌انديشمندان تاثيرگذار در قرن نوزدهم و رويدادهاي سياسي فرانسه و آلمان پرداخته شده است.
1-2 اهميت تحقيق
توجه محدود به تاثير‌انديشمندان سياسي در هر دوراني و تاثير شگرف فيلسوفان و نظريهپردازان در تغيير جهت گيريهايي سياسي دولتها، نگارنده را واداشت تا در بحثي اساسي ضمن بررسي‌انديشه‌هاي قرن نوزدهم به تاثير و چگونگي ورود اين تفکرات به حوزهي دولتها پرداخته شود.
رسالهي مذکور حاصل مطالعهي دو سالهي نگارنده ميباشد که در اين مدت سعي کرده با مطالعهي منابع مختلف فارسي و انگليسي و مقايسهي ديدگاهها، تصوير روشن و برجستهاي از موضوع مورد بحث را ارائه دهد.
1-3 سئوال مورد تحقيق
تأثير نظام‌هاي فکري و فلسفي حاکم بر قرن نوزدهم بر رقابتهاي فرانسه و آلمان تا چه ميزان بوده است؟ و آيا سير تفکرات حاکم بر يک سده و يا سده‌هاي پيشين نقش عمده‌اي در جهت گيريهاي سياست داخلي و بين المللي بازيگران اصلي صحنه جهاني دارد؟
1-4 فرضيات
نگارنده براي پاسخ به سئوالات تبيين شده و مسائل مطرح شده ناچار به ترسيم فرضياتي است تا بتواند با پاسخ به فرضيات به جواب پرسش ها و ابهامات دسترسي پيدا کنند. فرضيهاي که در ذهن نگارنده خطور کرده اين است، که اقدامات سياسي فرانسه و آلمان ريشهي عميق در نوع تفکرات دارد که در طول قرنهاي قبل به بدنهي اين دو کشور رسوخ کرده است.
بحران‌هاي اقتصادي و فکري و حقارت ناشي از اقدامات ناپلئون و رقابتهاي پنهاني دول اروپايي دست به دست هم داده و در کنار تجلي افکار مليت پرستانه ظهور آلمان متحد و دستهبندي دولتها را به دنبال آورد.
1-5 تعريف واژگان
نگارنده براي پرداختن به زمينههاي فکري و اقتصادي در محتواي بحث خود و همچنين براي بيان محتوي رساله ناچار به کار بردن واژه هايي شده که شايد براي خوانندهاي که با مسائل تاريخي و سياسي آشنايي چنداني ندارد نامانوس باشند براي همين به تعريف و تشريح بعضي واژهها پرداخته شده است.
آنارشيسم6: معتقد به جامعهاي بدون دولت.
اتاژنرال7: مجمع نمايندگان ملت در زمان لوئي شانزدهم.
ازتدکس: مسيحيت معتقد به دين راستين عيسي.
امپرياليسم8: استعمار.
بوند9: دولت فدرال
بوند شاگ10: مجمع ملي آلمان.
پروتستان11: معترض، در سال 1529 عده‌اي از پيروان لوتر بر عليه مجلس ديت امپراتوري اعتراض کردند‌.
ديت12: نام مجلس آلمان، پارلمان.
سوسياليسم13: معتقد به مالکيت دسته جمعي، عمومي کردن اقتصاد
کاپيتاليسم14: سرمايه داري
ليبراليسم15: مکتب آزادي خواهي
1-6 محدوديتهاي تحقيق
مهمترين محدوديت براي هر محققي در دسترس نبودن منابع است. ليکن آنچه بيشتر از اين امر حقير را دچار سنگيني بار کار نمود تطبيق تاريخ فلسفي و سياسي در طول صد سال مورد نظر در اين رساله بود.
منابع موجود در دانشگاهها و کتابخانهي اسناد ملي و مراجعه به انتشارات مورد نظر اگرچه به حد کمال نتوانست محدوديت منابع را جبران سازد ولي مهمتر از آن ناکافي بودن تاليفات و ترجمههاي بود که با اين نقطه نظر به مسائل تاريخي دوران مورد بحث نگاه کرده باشند.
منابع

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید