2-3-6- رابطه ی مشیت و قدرت خدا 42
2-3-7- تفاوت مشیت بندگان با مشیت الهی 42
2-3-7-1- عدم احتیاج به وجود لوازم 42
2-3-7-2- مطلق و نامحدود بودن: 43
2-3-8- سوء استفاده مشرکان از مشیت خدا 44
2-3- 9- جمع بندی فصل 44
فصل سوم: شرح احوال و زندگی نامه ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی 46
مقدمه 47
3-1- زندگی نامه کلینی 47
3- 2- عـصـر کلـینی 49
3-3- لقب “ثقةالاسلام” 49
3-4- کلینی در نگاه اندیشمندان 50
3-4-1- فرازی از پیام مقام معظم رهبری در همایش بزرگداشت کلینی 51
3- 5- آثار کلینی 52
3-6- مشایخ و راویان کلینی 52
3-7- انگیزه تألیف کتاب کافی 53
3-8- شیوه ی تألیف 54
3-9- امتیازات کتاب کافی 55
3-9-1- جامعیت نسبی 55
3-9-2- چینش قابل تحسین 55
3-9-3- نزدیکی عصر تدوین کافی به دوران امامت ائمه علیهم السّلام 56
3-9-4- رعایت اصول جامع نویسی 56
3-10- شروح کافی 57
3-11- جمع بندی فصل 57
فصل چهارم: احادیث پیرامون اراده و مشیت وصفات خدا 59
مقدمه 60
4-1- احادیث کتاب «کافی» 60
4-1-1- بَابُ صِفَاتِ الذَّاتِ‏ 60
4-1-2- بَابُ الْإِرَادَةِ أَنَّهَا مِنْ صِفَاتِ الْفِعْلِ وَ سَائِرِ صِفَاتِ الْفِعْلِ‏ 63
4-1-3- بَابُ الْمَشِيئَةِ وَ الْإِرَادَةِ 67
فصل پنجم: تجزیه و تحلیل پژوهش واستنباط ونتیجه گیری 70
‏ مقدمه 71
5-1- اراده و مشیت از نگاه متکلمین اسلامی 71
5-1-1- اهل حدیث 72
5-1-2- معتزله 72
5-1-3- اشاعره 74
5-1-4- دیدگاه شیعیان 74
5-1-5- جايگاه مسئله در كتب حديثي شيعه 77
5-1-6- اراده و مشيت از نگاه برقي 78
5-2- ثقه الاسلام كليني و صفات الهي 79
5-2-1- باب صفات ذات 80
5-2-2- باب اراده از صفات فعل است و ساير صفات فعل 84
5-3- معيار صفات فعل و ذات از نگاه مرحوم كليني 87
5-3-1- خلاصه سخن در صفات ذات و صفات فعل 88
5-4- چرائي صفت فعل بودن اراده از دیدگاه کلینی 90
5-5- مشيت و اراده از نگاه مرحوم كليني 92
5-5-1- باب مشيت و ارادة 94
پیوست 102
احادیث کتاب «التوحید» 103
احادیث کتاب «محاسن» 117
استنباط و نتیجه گیری 120
فهرست منابع 122

چکیده
از آن جا كه چيزى در جهان آفرينش بدون اراده ى خدا صورت نمى پذيرد و از قلمرو اراده ى خداوند بيرون نيست، پديده ها و رخدادها و از آن جمله افعال آدمى، مراد خدا بوده و اراده ى ازلى بر تحقق آن ها تعلق گرفته است. و این که اراده از صفات فعل یا صفات ذات خداست، میان دانشمندان و فرق اسلامی اختلاف نظر وجود دارد. که برخی آن را از صفات ذات و برخی دیگر از صفات فعل می دانند. و قول مشهور این است که اراده از صفات ذات است. کلینی، مفید، مجلسی و طباطبایی اراده را از صفات فعل خدا شمرده اند. در روایات تصریح شده که اراده، صفت فعل الهی است و مشیت خداوند نیز حادث می باشد. ضابطۀ کلینی درباره صفات فعل و ذات، اتصاف و عدم اتصاف به ضدّين است. حدوث و قدوم نیز در ضابطۀ صفات ذات و فعل، مطرح شده است. نمونۀ صفاتی که در کتاب «التوحید» شیخ صدوق و کتاب «الکافی» شیخ کلینی به عنوان صفات فعل مطرح شده اند، عبارتند از: مشیت، اراده، غضب، رضا و سخط که در این نوشتار، روایات مربوط به مشیت و اراده بر اساس ضابطۀ کلینی در تشخیص صفات ذات و صفات فعل، بررسی شده است.
کلمات کلیدی: اراده، مشیّت، صفت ذات، صفت فعل، صفات خدا، کلینی، کافی

فصل اول: طرح پژوهشي

فصل اول:
طرح پژوهشي

مقدمه
مفهوم اراده و مشیت از ديرباز در عموم جوامع بشري، مورد توجه بوده است. به گونه اي كه سابقه اين بحث را مي توان در آثار و مباحث فلسفي يافت كه در قرون اوليه صدر اسلام با توسعه كتب و بالا گرفتن مجادلات كلامي، موجب مرزبندي عميقي در ميان گروه ها و مكاتب كلامي انديشمندان مسلمان شد. ظرافت و پيچيدگي مباحث مربوط به اراده و مشیت و بهره برداري حكومت ها از تأثيري كه اين انديشه مي توانست در پيش برد اهدافشان داشته باشد، باعث شد تا همواره بحث اراده و مشیت از موضوعات چالش برانگيز باشد. روشن نبودن مرز دقيق ميان مفاهيم مشیت، اراده، صفت فعل و… نيز يكي ديگر از عوامل پيچيدگي اين بحث و مانع فهم دقيق آن بوده و هست. نوشتار حاضر در پی یافتن معنای دقیق از کتاب اصول کافی مي باشد كه در آن موضوعاتي چون صفات فعل، صفات ذات و … مورد بررسي قرار گرفته است.
1-1- بیان مسأله
یکی از صفات کمال خداوند که گاه به صورت ضمنی و گاه با صراحت، در قرآن مطرح شده و در طول تاریخ نیز یکی از جنجالی ترین مباحث کلامی و تفسیری را به خود اختصاص داده، مسئله‌ی مشیت خداوند است. در قرآن، آیات فراوانی دالّ بر تسلط کامل خداوند بر تمام امورات هستی است1 که همه‌ی اتفاقات عالم را بر اساس مشیت الهی معرفی نموده و انسان را فاقد هیچ گونه اختیاری نشان می دهند.
«قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِی الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیدِكَ الْخَیرُ إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَی‏ءٍ قَدیر»2
«بگو: بار خدایا، تویى دارنده مُلك. به هر كه بخواهى مُلك مى‏دهى و از هر كه بخواهى مُلك مى‏ستانى. هر كس را كه بخواهى عزت مى‏دهى و هر كس را كه بخواهى ذلت مى‏دهى؛ همه ی نیكی‌ها به دست توست و تو بر هر كارى توانایى.‏»
اما در کنار این آیات، آیاتی نیز هستند که انسان را صاحب اختیار معرفی کرده و او را عامل تغییر در سرنوشت خود می داند و لذا برای انسان مسئولیت هایی معین شده و ثواب و عقاب بر آنها مترتب شده است:
«وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ
شاءَ فَلْیؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْیكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمینَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها »3
«بگو: این سخن حق از جانب پروردگار شماست. هر كه بخواهد ایمان بیاورد و هر كه بخواهد كافر شود. ما براى كافران آتشى كه لهیب آن همه را دربرمى‏گیرد، آماده كرده‏ایم…‏»
اراده و مشیت الهی در بسیاری از آیات و روایات دو مفهوم جداگانه تلقی شده و هیچ گاه از آنها به عنوان مفاهیم مرادف یاد نکرده اند؛ یکی از نکاتی که در این فراز شایسته تذکر می باشد این است که از اراده و مشیت در قریب اکثر روایات اهل بیت «علیه السلام» به عنوان مراحل انجام فعل یاد شده است؛ به طوری که امام رضا «علیه السلام» پس از یاد آوری مراحل ایجاد یک شیء در خارج به یونس بن عبدالرحمن می فرماید:
« أتدری ما المشیه یا یونس قلت لا قال هو الاول وتدری ما الاراده قلت لا قال العزیمه علی ماشاء»(مجلسی 1403، ج5 :ص117)
« ای یونس، آیا می دانی مشیت چیست؟گفتم نه نمی دانم، گفت: مشیت ذکر اول است؛ آنگاه امام سوال فرمود: می دانی اراده چیست؟ گفتم نه نمی دانم، گفت: اراده عزم بر چیزی است که مشیت به آن تعلق گرفته است.» بر این اساس می توان گفت خواست مراتبی دارد؛ خواستن وقصد اجمالی « مشیت» است، اما این خواسته وقتی محکم تر و تفصیلی تر شود به آن «اراده» گفته می شود. اضافه بر این روایتی دیگراز ایشان رسیده است که گویای افتراق کاملاً روشنی در آنها می باشد؛ به طوری که حضرت علیه السلام می فرماید: « المشیه الاهتمام بالشیء و الاراده اتمام ذلک الشیء» (مجلسی 1403، ج5، ص126) «معنای، مشیت، همت کردن به کار است و معنای اراده اتمام آن کار است.»
بنابراین آن چه از کاربردهای قرآنی مربوط به این دو واژه، استفاده می شود این است که مشیت فقط در امور تکوینی به کار رفته است؛ ولی اراده هم در امور تکوینی به کار رفته است و هم در امور تشریعی. بر اساس آموزه های دینی مبتنی بر روایات ائمه اطهار(علیه السلام) افعال الهی تحقق نمی یابد، مگرپس از تعلق علم خدا، آنگاه مشیت الهی، سپس اراده خداوندی نسبت به آن افعال.
در این تحقیق با رعایت اصول و قواعد فقه الحدیثی و بررسی روایات اسلامی در موضوع اراده و مشیت الهی ، تلاش می شود براساس روایات کافی (260 – 329ه.ق ) تحلیل و تفسیر منطقی از این موضوع ارائه شود.
1-2- اهمیت و ضرورت پژوهش
طولی بودن رابطه مشیت با اراده الهی
مشیّت و اراده الهی در طول افعال الهی هستند. بر اساس آموزه‌های دینی که از ائمه اطهارعلیهم‌السلام سرچشمه گرفته، کارهای خداوند انجام نمی‌گیرد، مگر پس از تعلق علم خدا به آن، بعد مشیت الهی، سپس اراده، پس از آن تقدیر، سپس قضا و سرانجام امضای خداوند.
مشیت و اراده الهی در لسان روایات
البته در تعدادی از روایات به گونه‌ای دیگر تعبیر شده است که برخی در برخی دیگر ممزوج می‌شوند و گاهی نیز برخی از این امور با برخی دیگر معنای واحدی دارند.
در برخی از موارد، مشیّت و اراده به یک معنا استعمال می‌شوند، علامه طباطبایی در این‌باره می‌گوید: مشیت و صفت اراده، به یک معنا است، ممکن هم هست بگوییم مراد از مشیت، اصل مشیت و مراد از صفت، اراده خصوصیات آن است.
1-3- اهداف پژوهش
پاسخ به شبهات کلامی در حوزه خدا شناسی(بحث اراده و مشیت)
1-3-1- سوالات اصلی پژوهش
1- روایات اسلامی چه روشنگری در خصوص اراده و مشیت الهی دارند؟
2- افعال الهی تابع اراده خدا است یا مشیت او؟
1-3-2- سوال فرعی پژوهش
1- اراده ابلیس در اضلال و اغوای انسان چه نسبتی با اراده و مشیت خداوند دارد؟
1-4- فرضیههای پژوهش
براساس دلالت های روایات کافی ، فرضیات زیر قابل بررسی و اثبات می باشد.
1- بر اساس روایات اسلامی میان اراده و مشیت ، تفاوت و افتراق مفهومی وجود دارد. مشیت، اهتمام به امری است و اراده انجام آن.
2- افعال الهی طبق «نظام احسن و اتقن» تابع اراده خداوند است.
اراده ابلیس در اغوای انسان ، بر خلاف مشیت خداوند است.
1-5- روش تحقیق
پژوهش حاضر با روش توصيفي- تحليلي و با مراجعه به منابع مكتوب(کتاب، مقاله و…)و استفاده از نرم افزارهاي قرآني، حديثي، اسلامي و منابع اينترنتي صورت مي گيرد.

فصل دوم: کلیات پژوهش

فصل دوم
کلیات پژوهش

مقدمه
يكي از صفات كمال خداوند صفت مشيت و اراده است، چنان كه مريد از اسماء الهي به شمار آمده است. در قرآن كريم در مورد خداوند واژه‎هاي مشيت، اراده و مريد به كار نرفته است، ولي در آيات بسيار واژه‎هاي: شاء الله، يشاء الله، اراد الله، أردنا، يريد الله و نريد به كار رفته است. با توجه به اين افعال، صفت مشيت و اراده، و اسم شائي و مريد انتزاع گرديده و به عنوان صفات و اسماء الهي به كار رفته‎اند.
عده‎اي از متكلمان مشيت و اراده را يك صفت دانسته‎اند، و عده‎اي از آنان آنها را دو صفت جداگانه دانسته‎اند، و در تفاوت آن دو، وجوهي نقل شده است. آنچه از كاربردهاي قرآني مربوط به اين دو واژه استفاده مي‎شود اين است كه مشيت فقط در امور تكويني به كار رفته است، ولي اراده هم در امور تكويني به كار رفته است و هم در امور تشريعي. با توجه به مجموع آيات و روايات مي‎توان گفت اراده و مشيت در خداوند بيانگر يك صفت مي‎باشند.
مشيت الهي و ارتباط آن با مسئله اراده از جمله مهم ترين مسائلي است كه اذهان انديشمندان ديني را به خود متوجه نموده است. پژوهش حاضر جستاري است در بیان روایات محمد بن یعقوب کلینی در کتاب اصول کافی جهت يافتن پاسخ اين مسئله بر اساس اصول و مبان
ي فكري عقيدتي او. در اين فصل ابتدا تعریفی از صفات خداوند و اقسام صفات ارائه می گردد و سپس ضمن تعريف اراده و همچنین مشيت الهي به نظر برخی علما در خصوص اراده و مشيت الهي می‌پردازیم.
2-1- صِفَت
صِفَت از نظر نحوی، کلمه‌ای است که اسم را توصیف می‌کند و معمولا” می‌تواند در حالت تفضیلی یا عالی قرار بگیرد. از نظر معنایی، واژه‌ای است که حالت و چگونگی چیزی یا واژه‌ای را می‌رساند.
2-1- 1- اقسام صفات خداوند در يك تقسيم بندي كلّي
2-1-1-1- صفات ثبوتيه، جماليه، كماليه
مقصود آن دسته از صفاتي هستند كه كمالي از كمالات خداوند را بيان كرده و جنبۀ ثبوتي و وجودي دارند و نبود آنها نوعي نقص براي خدا محسوب مي‌شود. مانند: علم، قدرت، حيات و… از آنجا كه اين صفات با واقعيت ثبوتي و كمالي خود، مايۀ جمال و زيبايي موصوف‌اند «صفات جماليه» نيز ناميده مي‌شوند.
2-1-1-2- صفات سلبيه، جلاليه، تنزيهيه، تقديسيه
آن دسته از صفاتي هستند كه نقص و كاستي را

 
دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید